تبليغاتX
فنا

فنا

    سلسله درسهای استاددکترمرتضی آقاتهرانی-ادب جلسه چهارم

2- آداب فردی / آداب پوشش

یکی از بحث های کوتاهی که در آداب وجود دارد و احتمالاً فقط امشب به آن بپردازم

 در خصوص پوشش آدم است. به اصطلاح خود ر ا آراستن. این چیزی است

 که همه به آن نیاز داریم. خواه به خاطر گرما و سرما، خواه به خاطر عیوب بدن.

 بالا خره آدم باید پوشش داشته باشیم. در قرآن آمده است وقتی آدم

را خلق کردیم و وارد بهشت شد. و بعد از درخت ممنوعه خورد ناگهان آن ها

عریان شدند، سپس با برگ های بهشتی خودشان را پوشاندند.

 وقتی که انسان عریان می شود حالت حیا به انسان دست می دهد.

این حالتی است فطری، یعنی آموختنی نیست.

اما وقتی در قرآن نگاه می کنیم می بینیم که یک پوشش ظاهری

را مطرح می کند و یک پوشش معنوی. پوشش ظاهری آدم باید پوششی باشد

که لباس شهرت نباشد . یعنی لباسی نباشد که در جمع مسلمانان

 انگشت نما شود. به اصطلاح جامعه ی اسلامی آن را بپسندد.

 این را باید جوان ها بدانند. چون آن ها به هر نوآوری ای اتکا می کنند.

 هر کار نویی مطلوب نیست. دلیل نمی شود که هر کاری که نو است خوب است

 و هر کاری که قدیمی است بد است.


در قرآن آمده است زن و همسر لباس یکدیگرند. زن، مرد را پوشش می دهد

 و مرد، زن را. در جایی دیگر آمده است مرد با زن آرامش می گیرد و زن با مرد.

 اگر دیدید که در کنار همسرتان آرامش ندارید یقین کنید که زندگی تان

اسلامی نیست. خدا پسند نیست.

یک لباس معنوی هم در قرآن داریم که قرآن تقوی را لباس معنوی می داند.

 یعنی هر کاری که می خواهد انجام دهد نگاه می کند که خدا به چه اندازه

آن را می پسندد.


در اسلام لباسی که بدن نما باشد ممنوع است. باید به گونه ای باشد

 که پوشیده باشند. در جامعه عریان بودن ممنوع است.

 در خانه عریان بودن مکروه است. البته زن و شوهر به هم دیگر محرم اند.

 
چون بچه از بزرگتر ها درس می گیرند در نتیجه وقتی بچه در خانه است

 باید پوشش آدمی مناسب باشد. حالت زننده نداشته باشد. باید به

 خاطر بچه ها ملاحظه کنند.


خدا کند که لباس تقوی به تنمان باشد و طوری نباشد که عریان باشیم.

 زمان قیامت همه مان لخت و عریانیم الا کسی که لباس تقوی به تن دارد.

تقوی از واژه ی وقایه است. یعنی خود نگهداری. هر چیزی را نخوری و انجام ندهی.

 بر روی خودت کنترل داشته باشی.


آدم باید به غذایی که می خورد توجه داشته باشد. گاهی از اوقات

 این غذایی که می خوریم آینده ی ما را رقم می زند. نسل ما از آن

 چیزی است که ما می خوریم. اگر حلال باشد بک جور و اگر حرام باشد جور دیگر.

من در تاکسی نشسته بودم. دیدم این آقای راننده هی از زندگی شکایت می کند.

از گرانی گرفته تا گرمی هوا. از او پرسیدم، چند تا بچه داری؟ گفت :

 چهار تا. گفتم چه کاره اند ؟ گفت : یکی طلبه، یکی مهندس ،

یکی دکتر ودیگری کارگر. گفتم از آن ها راضی هستی. گفت :

یکی از یکی بهتر اند و هر کدام را به نوبه ی خودشان دوست می دارم

 و راضی هستم. گفتم : خوب دوست داری وضعت مثل کی باشه ؟

 گفت : مثل برادرم. او پولش از پارو بالا می رود و چه و چه . به او گفتم:

بچه های اخوی چه جوریند؟ گفت : دوتا بچه داره.

یکی معتاد یکی هم تو کار قاچاق. بعد گفتم : چند می دی بچه هاتون را عوض کنین ؟

 تو بدت می آید نون حلال در می آوری می دهی بچه ات بخوره ؟

 برادرت معلوم نیست چه جوری پول در می آورد، آن هم نتیجه اش.

 ولی تو. دوستان من، وقتی لیوانی را دست شما می دهند،

 نصفش خالی است، نصفش پر. بعضی از ما فقط نصف خالی آن را می بینیم.

 آقا ندارم و ... اون ایمانی که تو داری می ارزد به هر چه که دیگران دارند.

واقعاً همین که امام حسین (ع) را دوست داریم. دیگر می شود که

 احساس خفت و خاری کنیم؟ چرا این را کم می بینیم؟ مگر پول کاری می کند ؟

 آن آدم هایی که با تبر طلا هاشان را می شکاندند کجایند ؟

من تحقیقی در زمان امام صادق (ع) داشتم. در آن زمان به هر چیزی

 مالیات می بستند تا پول گیرشان بیاید. حلا خدا را حرام و حرام خدا را حلال

 می کردند فقط به خاطر پول. اینها کجایند ؟ قبرشان کجاست ؟

برادر ها خواهر ها آخرت خودتان را در یابید . پوشش تقوا به خودتان بگیرید

تا عریان در محشر الهی محشور نشوید. خدا آن روز را نیاورد که

در محضر خداوند دست هایمان را خالی ببینیم. فرصت نیست.

 الآن جوانید به درس و کار بچسبید. فعال باشید. لحظه ای بی کار نشینید.

 یک کمی که سنتان به ما نزدیک می شود خیلی پشیمان می شوید.

عمر به سرعت می رود و به تو نگاه نمی کند. بعد دیگر پشیمانی سودی ندارد.

 با خدا رفاقت کنید و قدر آن« نعمت هایی که دارید را بدانید. هر چه می توانید

تلاش کنید برای خدمت به مردم.

والسلام


 
نويسنده:فنا |  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388
موضوع: | لينک ثابت |