تبليغاتX
فنا

فنا

    مير فندرسكي

                                                           مير فندرسكي


فرزند میرزا بیک بن سید صدر الدین موسوی استر آبادی عالم عارف،

 حکیم و فیلسوف بزرگ عصرصفوی(معاصر شاه عباس اول و دوم صفوی ) .

 سید ابوالقاسم موسوی استرآبادی به جهت آنکه از سادات موسوی بوده

به« میر» و چون زادگاهش در فندرسک از توابع استرآباد گرگان بود،

 به فندرسكي مشهورمي باشد.


وی معاصر فلاسفه بزرگی همچون شیخ بهایی، میر داماد و ملاصدرا بود.

 مير فندرسكي همراه این بزرگان مکتب فلسفی اصفهان را پایه ریزی نمود.

 در کتب عصر صفوی از وی با احترام و تجلیل نام برده شده و فضایل علمی

 و ملکات نفسانی اش مورد ستایش قرارگرفته است . وی اهل سیر وسیاحت

 نیز بوده و سفرهای او به هندوستان زبانزده خاص و عام بود .در

خصوصیات اخلاقی نیز وی را اهل ذوق و حال و ریاضت دانسته اند

که پیوسته در تزکیه و تذهیب نفس می کوشید . نقل است هنگامی که

میر فندرسکی به هندوستان رفته بود، بزرگان کفّار بر میر فندرسکی

 دلیل می­آورند که علّت حقانیت دین ما و سستی دین شما این است

 که مساجد شما زود خراب می شود ولی عبادتخانه های ما چندین سال است

 بدین محکمی باقی است .

 میر در جواب آنان می گوید:

«اگر آن ذکرها که در مساجد خودمان می گوییم ،اینجا گفته شود بناهای شما نیز خراب خواهد شد.»

هندوان از او خواستند تا آن اذکار را بگوید میر با خداوند خود خلوت می کند

 و به تضرّع و زاری می پردازد ،که ناگهان طاق عبادتگاه شکاف بر می دارد

 و خراب می­شود. این کرامت موجب مسلمان شدن عده بسیاری از هندوان می شود .

داستان تدفين ميرفندرسكي

سيّد جليل القدر مير محمّد حسين، نوه مجلسي ثاني، اول

 امام جمعه دارالسلطنه اصفهان، از طايفه و سلسله جليله اماميه

سادات خاتون‏ آباد، بعد از فوت علاّمه مجلسي مي ‏نويسد در رساله‏اي

 كه نزد حقير موجود است، كه حكايت كرد از براي من جدّي العلامة (المجلسي) كه:

جناب ميرفندرسكي وصيّت فرمودند در مرض موت خود كه جنازه مرا بگذاريد

 در مقبره بابا ركن ‏الدّين در جنب نهري كه در آنجاست و كسي معترض نشود

 از براي تغسيل و نماز و دفن، بلكه جنازه را در حريم نهر بگذاريد و خدا يكي از

 اولياي خود را مي ‏فرستد كه متصدّي شود تغسيل او را و دفن او را،

 پس به وصيّت او عمل كردند و گذاشتند جنازه او را در حريم آن نهر كه

ناگاه علامه ملاّ محمّدتقي مجلسي اوّل كه والد جدّ سيد متقدم الذكر باشد پيدا شده،

 به تقريب اين كه شب را در قريه شهرستان بودند صبح آن شب از آن قريه سوار شدند

 به جهت معاودت به شهر اصفهان و عادت ايشان بر اين بود كه از طريق ديگري

 كه عبور ايشان به اين مكان نمي ‏افتاد عبور مي‏كردند. آن روز به قلب ايشان افتاد

 كه عبور كنند از طريق ديگري كه عبور ايشان به تخت ‏فولاد به آن محلّ مخصوص مي‏ افتاد،

 پس از آن راه آمدند، ديدند ازدحام مردم را در آن مكان، سؤال نمودند از كثرت

و ازدحام مردم، پس گفتند به ايشان كه جناب ميرفندرسكي وفات فرموده

 و اين جنازه اوست در اين مكان، پس پياده شد جناب مجلسي رحمت ‏الله

 و مشغول شد به غسل دادن جنازه مير، و بر او نماز گذارد و او را دفن نمود

در همين موضعي كه الان مدفون است و در قرب همان نهر آب،

و بعضي از مؤمنين از آن زمان اراضي حول قبر ايشان را وقف نموده،

تكيه مشتمله بر حجرات متعدّده كه الان موجود است بنا نمودند، و از آن زمان

 الي تاكنون، دائر و محل عبادت اهل ايمان است.

 


میر فندرسکی علاوه بر کتاب های ارزشمند در زمینه فلسفه ،

حکمت و عرفان دارای طبع شعر نیز بود. از اشعار زیبای اوست:


چرخ با این اختران نغز و خوش و زیباستی      صورتـی در زیــر دارد آنچه بـر بالاستی


صورت زیـرین اگــر  بــا نــردبان  معـرفت          بـر رود بالا،همان با اصل خود یکتاستی


این حکیم و عارف برجسته در سال 1050ق در گذشت و در تكيه اي كه محل

 حضور درويشان و عارفان بود و جناب مير در زمان حيات به آنجا رفت و آمد داشت

 به خاك سپرده شد و محل آرامگاهش به تكيه مير فندرسكي شهرت يافت كه

 از تكاياي مصفا و زيباي تخت فولاد است.

 


 
نويسنده:فنا |  سه شنبه یکم بهمن 1387
موضوع: | لينک ثابت |