تبليغاتX
فنا

فنا

    ‹‹بابارکن الدین››

بقعه بابارکن الدين یکی از اماکن عبادت و ریاضت مرحوم شیخ حسن علی نخودکی اصفهانی بود. مرحوم حاجي کرباسی نیز به بابا رکن الدین اعتقاد تام داشت و به زیارتش می رفت. بزرگ دیگری که به زیارت وی می رفت فقیه عارف حضرت آیت الله سیدعبدالکریم رضوی کشمیری بود. مرحوم کشمیری از قبور علماء به قبر استادش مرحوم آیت الله سید علی قاضی در وادی السلام نجف و بابارکن الدین در قبرستان تخت فولاد اصفهان زیاد اهمیت می داد و این دو را ممتاز می شمرد و می فرمود: «بابارکن الدین روح و ریحان است» . «من هر وقت در زندگي، مشکلي برايم رخ مي دهد، يک سوره ياسين براي بابا رکن الدين مدفون در قبرستان تخت فولاد اصفهان مي خوانم، مشکلم حل مي شود.» نیز می فرمود: « بر مرقد رکن الدین خواستم بفهمم ذکر او چه بوده الهامم شد که ذکرش(لااله الاالله) بوده است».

 

.بابارکن الدین شرحی مبسوط به زبان فارسی بر کتاب فصوص الحکم از محیی الدین ابن عربی نگا شته و خود در حل مشکلات و رموز آن از نعمان خوارزمی استفاده کرده و به تشویق همین استادش آن را به پایان رسانده. بابا خود می نویسد: «نمی خواستم شرحم را از مسوده پاک نویس کنم اما در رویائی به من فرمودند: «و اما به نعمه ربک فحدث!»و در اثر این امر،آن را به انجام رساندم . شرح رکن الدین بر فصوص «نصوص الخصوص فی ترجمه الفصوص» نام دارد و خلاصه ای از شرحهای قبلی این کتاب مخصوصا شرح کاشانی و قیصری است به علاوه مطالب و ره آوردهای علمی و عرفانی تازه خود،که بر آنها افزوده است. در مقدمه این کتاب گفته که قصد دارد کتابی در کلیات عرفان بنگارد و معلوم نیست آیا آن را نوشته یا خیر؟ اثر دیگرش«معلوم الخصوص من مفهوم الفصوص»است که ناتمام مانده؛ همچنین کتابی به نام «کشف الضر فی نظم الدر»در شرح قصیده تائی بزرگ ابن فارض و رساله ی دیگری هم بنام «قلندریه»دارد.

بابارکن الدين از قدیمی ترین دانشمندانی است که در اصفهان به خاک سپرده شده و تا چندی پس از عهد صفوی قبرستان تخت فولاد را هم 

« قبرستان بابا رکن الدین» می گفتند حتی پل خواجو را -که در معبر آن مقبره واقع شده«پل بابارکن الدین» می نامیدند.

اصل بنای بقعه اش مربوط به دوره مغولی است و سپس درعهد صفوی- در زمان شاه عباس اول ودوم- مرمتی در آن به عمل آمده و در دوره های بعد چند باردیگر هم تعمیر و تزئین شده است. گنبدش به صورت«کلاه درویشان» یعنی ترک ترک و به شکل هرمی وکثیرالاضلاع ساخته شده؛ دارای خصوصیت نجومی و ساعت افتابی است به این صورت که حرکت سایه و نور افتاب از هر ترکی تا ترک دیگر معادل یک ساعت است. گنبد، دوازده ترک دارد وبنای بقعه، بر پنج پایه یا پنج قائده استوار است. قبر بابارکن الدين در صفه یا ایوان کوچکی که در سمت چپ شخصی که وارد بقعه می شود قرار دارد.

 

بابارکن الدین شیرازی و شرح فارسی او بر فصوص محیی الدین

بابارکن الدین مسعود بن عبدالله بیضاوی شیرازی یکی از بزرگان مشایخ علما و عرفای قرن هشتم هجری است که با نهایت عزت و احترام در اصفهان می زیست؛ و همین جا در روز یک شنبه 26 ربیع الاول سال 769 هجری قمری درگذشت.

وی در عرفان علمی از شاگردان شیخ کمال الدین عبدالرزاق کاشانی عالم عارف معروف صاحب « تأویل الآیات» و « شرح فصوص الحکم شیخ محیی الدین » و « شرح منازل السایرین» متوفی سوم محرم 736ق؛ و شیخ داود بن محمود قیصری صاحب معروفترین شرح­های فصوص الحکم متوفی 751ق بود؛ در حل مشکلات و رموز فصوص الحکم از محضر « نعمان­خوارزمی» که از عرفا و دانشمندان آن عصر بوده است نیز استفاده کرد. و در عرفان و طریق سیر و سلوک تصوف مانند استادش « کمال الدین عبدالرزاق کاشانی» با سلسلۀ معروف سهروردیه پیوند داشت که به شیخ شهاب الدین عمر بن محمد شافعی سهروردی صاحب کتاب « عوارف المعارف» متوفی 632، منسوبست.

و در مذهب شریعت اکثر او را اهل سنت و جماعت، و بعضی شیعۀ امامیه­اش دانسته­اند؛ ظاهراً به سبب همین شبهۀ تشیع مقبرۀ او از خرابی محفوظ مانده و بروزگار مقبرۀ « حافظ ابو نعیم » و« ابوالفتح عجلی» و « شیخ ابومسعود رازی» نیفتاده است.

بابارکن الدین از جمله از رجال ممتازی است که در حیات و ممات مورد احترام و تعظیم و تکریم خواص و عوام بوده و در همه وقت جمعی کثیر معتقدان صمیم پاک دل داشته است که از روحانیت او استمداد و استفاضه می­کرده­اند؛ و مخصوصاً از طایفۀ عباد و زهاد و اهل تصوف احیاناً عده­یی در بقعۀ او بعبادت و تزهد اعتکاف می­جسته و در جوار او بریاضت و چله نشینی می­نشسته­اند، و هم اکنون بقعه و مقبرۀ او زیارتگاه اهل معرفت و محل دعا و توسل حاجتمندان است.

 

شخصیت بابارکن الدین

گنبد آرامگاه بابارکن الدین ، اسلوب بنای آن ، خصایص معماری و مهندسی و کاشیکاری­های آن ویژگیهای ممتاز و منحصر به فردی دارد که شگفتی هر ببینده را بر می انگیزد.

قبر بابارکن الدین در بقعه زیر گنبد در صفه یا ایوان سمت چپ قرار دارد که در طول سالیان متمادی، زیارتگاه اهل دل ومحل توسل حاجتمندان بوده است.

سنگ نوشته ای که در بالای سر قبر قرار دارد در هنگام ورود به ایوان با آن روبرو می­شویم، او را با القاب بسیار وزین مانند « حجۀ الاولیاء والعارفین، قطب الاوتاد والوالهین، برهان الاتقیاء والصالحین، قدوة العشاق والذاکرین، کهف الموحدین و الحققین، السالک مسالک الائمۀ المعصومین ، العارف باالحقایق الربانیه، الوافق بالدقایق الملکوتیه، الطایربفضاء اللاهوتیه، مهبط الانوار و مخزن الاسرار، و نفحۀ العطار و مقام الشطّار و محل الاستغفار، رکن الشریعه والطریقه و الحقیقۀ و العرفان» معرفی کرده­اند. بدون شک عناوین فوق همه مشعر به علو طبع و مقام و منزلت رفیع و عالی و جایگاه بلند و وجاهت او در میان خاص و عام می­باشد.

در کتاب تذکرۀ القبور، آمده است که مرحوم حاجی کرباسی اعتماد تامی به او داشته ، مخصوصاً به زیارت او میرفته و آخوند ملا محمدتقی مجلسی و شیخ بهائی هم اظهار جلالت شأن از او نموده، و آخوند نقل نموده با شیخ بهائی بر سر قبر او رفتیم شیخ بهائی به من فرمود:

شنیدی چه گفت؟ عرض کردم چیزی نفهمیدم. فرمودند: خبر وفات مرا داد.

اصطلاح « بابا» نظر شیخ و استاد و امثال آن از عناوین مصطلح عرفا، و زهاد و مشایخ و اقطاب دورۀ مغول و بعد از آن است که اتفاقاً اسامی و قبور بسیاری از این طبقه در اصفهان باقی مانده است.مانند: باباشیر مقابل مدرسۀ عربان جنب امامزاده احمد، بابانوش در محلۀ چملان، بابا علمدار در محله الیادران، باباحسن در بید آباد، بابا جوزا در محلۀ جوباره، باباسرخ در محلۀ شمس آباد، بابامحمود و بابا شیخ علی خارج از شهر در بلوک لنجان و ...

 

 

 


 
نويسنده:فنا |  شنبه شانزدهم آذر 1387
موضوع: | لينک ثابت |