تبليغاتX
فنا

فنا

    ادب(3)سلسله مباحث اخلاقی توسط استاددکترمرتضی آقاتهرانی

جلسه سوم : چگونگی تأدیب توسط والدین

1-چه کسانی که برای ادب کردن ما تلاش می کنند.

اگر یادتان باشد جلسه قبل صحبت درباره این مسئله بود که چه کسانی

 برای تأدیب ما تلاش می کنند و چه کسانی برای تربیت ما مناسب می باشند،

 که گفتیم اول خدا که پیامبر در این رابطه فرمودند: «ان الله ادبنی» خدا مرا ادب کرد.

دیگری انبیا و دیگری امام عادل (امام معصوم چنین نقشی داشتند)،

دیگری دولتمران و کسانی که در نظام اسلامی به عنوان کسانی که

 تشکیل حکومت داده مسئولیت دارند.

حضرت امیر(ع) می فرمایند: ای کاش نابینا می دید و ای کاش

خفته بیدار می شد به خدا سوگند چه نادان مردمانی که رهبري کنند

 بر آنها معاویه وادب کننده آنها پسر نابغه یعنی عمروعاص است.


واقعا کسی که در مقام ومنصب جامعه است پسندیده نیست،

با اینکه خودشان ادب نشده اند بخواهند برای تربیت دیگران اقدامی انجام دهند،

مثل معاویه مثل پسر نابغه اینها چطور می توانند نقش مودب را داشته باشند.

فرزند را بر پدر و مادر حقی است چنانچه پدر و مادر را بر آنها حقی است

 اما حق پدر و مادر بر فرزند اینگونه است که پدر و مادر هر چه بگویند

اطاعت از آن بر فرزند واجب است الا در جایی که خلاف گفته خدا باشد

 یعنی تشویق به گناه کنند یعنی معصیت به خدا که در اینجا نباید اطاعت کرد.

 در واقع خدا می فرماید از پدر و مادر خود اطاعت کنید؛ ما به خاطر سخن خدا

 از ایشان اطاعت می کنیم حالا که ایشان خلاف گفته خدا را می خواهد

 پس چه لزومی برای اطاعت ایشان است. اگر پدر و مادر تلاش کردند که

 از ایشان اطاعت کنید به عنوان شرک اطاعت ندارند.

2- چگونگی تادیب توسط پدر و مادر

اما حق فرزند بر پدر و مادر ؛اول انتخاب نام نیک است و دیگری ادب کردن است

 و برای تربیت ایشان مسئولیت داشته باشد و قرآن بیاموزد. البته امروزه

روانشاسانی که تا حدی از غربی ها تاثیر گرفته اند در رابطه با تربیت و انجام

 بعضی کارها می گویند که نباید به بچه ها زیاد فشار آورد و باید تا حدی

 آنها را رها کرد و مردم هم تا حدی می پذیرند مثلا به عنوان مثال بچه ها

خیلی راحت نماز نمی خوانند روزه نمی گیرند به بعضی چیزها اعتقاد ندارند

 بعضی از پدر ها و مادرها می گویند این وظیفه مانیست ما که روانشناس نیستیم

 ما سواد کافی نداریم یا بچه ها نمی پذیرند.

من فقط یک سوال نقضی دارم و توی بحث راه حل آن را خواهم گفت.

در مورد فکر غلط مثلا در رابطه با سواد بچه ها همین پدر و مادری

 که ادعا می کنند سواد ندارند و از روانشناسی چیزی نمیدانند

 و مسئولیت تربیتی بعضی مسائل بچه ها را نمی پذیرند در رابطه

 با سواد چطور فکر می کنند؟ آیا بچه های شما چه دختر و پسر سواد دارند یا نه؟

 الان که خوب کشور ما اكثرا باسواد هستند و معمولا تا دیپلم می روند و دانشگاه،

مسئله اش جدا است.
اما سوالم این است چه طور شما بچه هایتان را به مدرسه گذاشتید.

می دانید چرا چون خودتان خواستید و این کار را کردید ولی آن را نمی خواهید

و نمی کنید و به هر طریقی این کار را انجام دادید. خوب معمولا بچه ها

 اول مدرسه رفتن را دوست ندارند و خیلی ها با اصرار و کمی حرف می پذیرند.

ولو با دادن شکلات به بچه رفتن سر کلاس نشستن و با قربونت برم و فدایت شوم

مدرسه ایش کردی با این که می گويي روانشناسی کودک هم بلد نیستی

ولی برای داشتن دین و داشتن اعتقادات به حال خودش رها کردی انداختی

تو دل کوچه و بازار بعد هم می گوييد چرا بچه این طور شد؟

مطلب دیگه داشتن اسم نیکو این که اسم بچه خوب باشه باعث خجالت و

سرافکندگی بچه نشود و ادب و دیگری آموزش قرآن


 
نويسنده:فنا |  دوشنبه هفدهم فروردین 1388 ادامه مطلب
موضوع: | لينک ثابت |