|
تعریف ادب(1)
|
|
تعریف ادب(1) علما یک تعریفی از این اصطلاح دارند که در واقع می شود گفت قشنگ ترین تعریف در این زمینه است. نمونه آن مرحوم استاد علامه طباطبائی است که می فرمایند: حفظ حد و اندازه هر چیز و تجاوز نکردن از آن را ادب آن چیز می گویند که شبیه عدالت است و عدالت یعنی قرار دادن هر چیز در جای خود و شعار عدالت در جمهوری اسلامی ایران همین است که در روابطمان عدالت داشته باشیم. حق زنم را همانطور که هست باید ادا کنم؛ اگر کمتر یا بیشتر هم کنم آن ظلم است. مردم جامعه هم همین طور؛ اگر از چراغ قرمز رد شوند، تعدی به حق دیگران و آن هم ظلم است. ادب هم همین طور است یعنی همه چیز باید سرجای خودش باشد، به جا بخندی به جا حرف بزنی. سخنی از علامه طباطبایی در رابطه با ادب که واقعا تعریف بجا و کاملی است که این چنین می باشد: ادب هیئتی زیبا و پسندیده است که طبع و سلیقه چنین سزاوار میداند که هر عمل مشروعی بر مبنای آن هیئت واقع شود و معنای دیگر عبارت است از ظرافت و زیبایی و عمل . و عمل وقتی زیباست که اولا مشروع و ثانیا اختیاری باشد. یعنی اگر می خواهید با ادب باشید کارشما باید دو تا ویژگی داشته باشد. مخصوصا هفت عضو را باید بسیار مد نظر داشته باشیم، چون شیطان از این هفت کانال وارد می شود نمی دانم حج مشرف شده اید یا نه یکی از اعمال حج رمی جمرات است. یعنی ما میرویم و به جمره هفت سنگ می زنیم. جمره آنجايی است که شيطان آمده، هاجر، ابراهیم و اسماعیل را گول بزند. ما به هر کدام هفت سنگ می زنیم چون هفت عضو ما در معرض گناه است: چشم، دوتا گوش، زبان، شکم، دست، پا و فرج. همه ما در ادب پذیری یکسان نیستیم، بعضی از ما بعضی چیزها رو از پدر ها و مادرهامون داریم. وقتی می خواهیم خودمان رو تربیت کنیم یکسان نیستیم، ولی باید تمرین کنیم. یک راه کار برای تمرین: یکی از دوستان به یکی از بزرگان گفت که من از مهمان خوشم نمی آید. از اینکه کسی سر سفره من بنشیند ناراحت می شوم. ایشان فرمودند: تصور کن آن کسی که به مهمانی تو آمده است؛ رسول خدا(ص) است. این شخص هم یکی از امت این پیامبر است؛ اینگونه تصور کن تا پذیرایی کردن برایت آسان شود. نکته مهم : التفات بزرگان بسیار روی این مورد تاکید داشتند. التفات و توجه از دستورات بزرگانی چون آیه الله سید احمد کربلایی و علامه طباطبایی به شاگردانشان بود. غفلت در برابر التفات است. وقتی غفلت می آید کسی نمی تواند تو را از غفلت بیرون بیاورد. پس قبل از اینکه به غفلت دچار شوی توجه کن تا اینکه دچار آن نشوی. حدیثی از امام صادق علیه السلام از کتاب کافی: «إن اَجَّلتَ فی عُمرِک یَومَین، فَأجعَل أحدَهُما لِأَدَبِک لِتَستَعینَ بِه عَلی یَوم مَوتِک» اگر دو روز از عمرت باقی مانده است، یک روزش را ادب بیاموز تا (روز دوم) هنگام مرگ مودب زندگی کنی.
نويسنده:فنا |
یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
گزارشی ازکربلا
|
|
من از زيارت باغ شقايق آمده ام
نويسنده:فنا |
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
کربلا
|
|
کربلا
امام صادق(ع): اگرفضل زیارت امام حسین(ع)رابیان کنم هرآینه حج راترک می کنیدوکسی ازشما به مکه نمی رود. دوستان عزیزم اگه خدابخوادفرداعازم کربلاهستم خداییش که همه تونو یادمی کنم شماهم برام دعاکنید التماس دعاوحلالم کنید
نويسنده:فنا |
جمعه یازدهم بهمن 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
مير فندرسكي
|
|
مير فندرسكي
حکیم و فیلسوف بزرگ عصرصفوی(معاصر شاه عباس اول و دوم صفوی ) . سید ابوالقاسم موسوی استرآبادی به جهت آنکه از سادات موسوی بوده به« میر» و چون زادگاهش در فندرسک از توابع استرآباد گرگان بود، به فندرسكي مشهورمي باشد.
مير فندرسكي همراه این بزرگان مکتب فلسفی اصفهان را پایه ریزی نمود. در کتب عصر صفوی از وی با احترام و تجلیل نام برده شده و فضایل علمی و ملکات نفسانی اش مورد ستایش قرارگرفته است . وی اهل سیر وسیاحت نیز بوده و سفرهای او به هندوستان زبانزده خاص و عام بود .در خصوصیات اخلاقی نیز وی را اهل ذوق و حال و ریاضت دانسته اند که پیوسته در تزکیه و تذهیب نفس می کوشید . نقل است هنگامی که میر فندرسکی به هندوستان رفته بود، بزرگان کفّار بر میر فندرسکی دلیل میآورند که علّت حقانیت دین ما و سستی دین شما این است که مساجد شما زود خراب می شود ولی عبادتخانه های ما چندین سال است بدین محکمی باقی است . میر در جواب آنان می گوید: «اگر آن ذکرها که در مساجد خودمان می گوییم ،اینجا گفته شود بناهای شما نیز خراب خواهد شد.» هندوان از او خواستند تا آن اذکار را بگوید میر با خداوند خود خلوت می کند و به تضرّع و زاری می پردازد ،که ناگهان طاق عبادتگاه شکاف بر می دارد و خراب میشود. این کرامت موجب مسلمان شدن عده بسیاری از هندوان می شود . داستان تدفين ميرفندرسكي سيّد جليل القدر مير محمّد حسين، نوه مجلسي ثاني، اول امام جمعه دارالسلطنه اصفهان، از طايفه و سلسله جليله اماميه سادات خاتون آباد، بعد از فوت علاّمه مجلسي مي نويسد در رسالهاي كه نزد حقير موجود است، كه حكايت كرد از براي من جدّي العلامة (المجلسي) كه: جناب ميرفندرسكي وصيّت فرمودند در مرض موت خود كه جنازه مرا بگذاريد در مقبره بابا ركن الدّين در جنب نهري كه در آنجاست و كسي معترض نشود از براي تغسيل و نماز و دفن، بلكه جنازه را در حريم نهر بگذاريد و خدا يكي از اولياي خود را مي فرستد كه متصدّي شود تغسيل او را و دفن او را، پس به وصيّت او عمل كردند و گذاشتند جنازه او را در حريم آن نهر كه ناگاه علامه ملاّ محمّدتقي مجلسي اوّل كه والد جدّ سيد متقدم الذكر باشد پيدا شده، به تقريب اين كه شب را در قريه شهرستان بودند صبح آن شب از آن قريه سوار شدند به جهت معاودت به شهر اصفهان و عادت ايشان بر اين بود كه از طريق ديگري كه عبور ايشان به اين مكان نمي افتاد عبور ميكردند. آن روز به قلب ايشان افتاد كه عبور كنند از طريق ديگري كه عبور ايشان به تخت فولاد به آن محلّ مخصوص مي افتاد، پس از آن راه آمدند، ديدند ازدحام مردم را در آن مكان، سؤال نمودند از كثرت و ازدحام مردم، پس گفتند به ايشان كه جناب ميرفندرسكي وفات فرموده و اين جنازه اوست در اين مكان، پس پياده شد جناب مجلسي رحمت الله و مشغول شد به غسل دادن جنازه مير، و بر او نماز گذارد و او را دفن نمود در همين موضعي كه الان مدفون است و در قرب همان نهر آب، و بعضي از مؤمنين از آن زمان اراضي حول قبر ايشان را وقف نموده، تكيه مشتمله بر حجرات متعدّده كه الان موجود است بنا نمودند، و از آن زمان الي تاكنون، دائر و محل عبادت اهل ايمان است.
حکمت و عرفان دارای طبع شعر نیز بود. از اشعار زیبای اوست:
حضور درويشان و عارفان بود و جناب مير در زمان حيات به آنجا رفت و آمد داشت به خاك سپرده شد و محل آرامگاهش به تكيه مير فندرسكي شهرت يافت كه از تكاياي مصفا و زيباي تخت فولاد است.
نويسنده:فنا |
سه شنبه یکم بهمن 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|