|
گزارش ازسرزمین بهشتی
|
|
من از زيارت باغ شقايق آمده ام
نويسنده:فنا |
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
سخنان حكمت آميز امير المومنين على (ع)-2
|
|
51- و الحَجّ جهادُ كلّ ضعيف: و حج، جهاد هر ناتوان است .
ازهمه التماس دعاوطلب حلالیت دارم راستش این سخنان ناب روازیه فردناب نوشتم که.. چون دارم میرم به پابوسیش براهمه تون دعامیکنم شماهم دعاکنیدآدم بشم......
نويسنده:فنا |
پنجشنبه نهم آبان 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
سخنان حكمت آميز امير المومنين على (ع)
|
|
1- البخلُ عارٌ، و الجبنُ منقصةٌ: بخيل بودن ننگ است و ترسو بودن كاستى مىباشد.
نويسنده:فنا |
دوشنبه ششم آبان 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
چه شد که در افق چشم خود شقایق داشت
|
|
چه شد که در افق چشم خود شقایق داشت مدینه ای که شب پیش صبح صادق داشت
میان حوزة علمیه اختلاف نبود که بهر رحلتش استاد میل سابق داشت
و تا همیشه دگر بی مراد می مانند چهار هزار مریدی که مرد عاشق داشت
به سمت مغرب اگر رفت عمر خورشیدش هزار قلّة پر نور در مشارق داشت
چه با شُکوه غم خود به دل نهان می کرد چه شِکوه ها که از آن فرقة منافق داشت
به غیر داغ محرم گلی ز باغ نچید چقدر روضة گودال در دقایق داشت
خلیل بود ولی آتشش سلام نشد همان که در نفسش عطری از حدائق داشت
هزار طائفه آمد هزار مکتب رفت و ماند شیعه که « قال الامامُ صادق » داشت
سخن به محضرش این است ای حقیقت علم ندیده چشم زمانه طلوع این همه حلم
کدام بغض گلوگیر در پگاهت بود که رو به پنجرة آسمان نگاهت بود
هنوز در تب شمشیر علم و حکمت توست حریم مدرسه هایی که رزمگاهت بود
گواه گفته ام این نخلها که همچو علی شب مدینه پر از بغض سر به چاهت بود
نمانده جز گل لاله به باغ ابراهیم که بین خانه فقط شعله ها پناهت بود
چنان به نیمه شبی می شکست حرمت تو که قلب دشمن تو نیز عذر خواهت بود
چه خوب می شد اگر دست کم سه شمع و ضریح به قبر سادة ارواحُنا فداهت بود
برای غصة تو کاش جای صبری بود و دست کم به مزار تو سنگ قبری بود
جواد محمدزمانی
نويسنده:فنا |
یکشنبه پنجم آبان 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
به روي سر در خانه هميشه پرچم بود
|
|
به روي سر در خانه هميشه پرچم بود
غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم بود چقدر روضة كرب و بلا بپا مي داشت ! اگر چه زخم جگر تازه مي شد اما باز هميشه در وسط كوچة بني هاشم شبي كه در تب آتش بهشت او مي سوخت شتاب مركب و پاي برهنة آقا ! كبودِ زخمِ طناب و اسارت و غربت خلاصه لحظة آخر ، زمان تدفينش در آن زمان به خدا هر دلي پريشانِ به زخم پيكر گل ، بوريا نمي پيچيد
نويسنده:فنا |
جمعه سوم آبان 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|