|
نادر فی معرفتهم بالنورانیة وفیه ذکر جمل من فضائلهم
|
||
نويسنده:فنا |
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387
|
|
||
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
مواعظ امام خميني(قدس سره)
|
|
موعظه 9: اثبات جهنم اي عزيز!... وجود جهنم و عذاب اليم آن از ضروريات جميع اديان و واضحات برهان است ، و اصحاب مكاشفه و ارباب قلوب ، در همين عالم نمونه آن را ديده اند درست تصور و تدبر كن ... اگر احتمال صحت هم بدهي نبايد مثل ديوانه ها سر به بيابان بگذاري ؟ چه شده كه ما اين قدر در خواب غفلت و جهالتيم ؟ ... امام علي بن الحسين عليه السلام امام معصوم ، گريه ها و زاري هايش و مناجات و عجز و ناله هايش ، دل را پاره پاره مي كند. ما را چه شده كه هيچ حيا نكرده ، در محضر ربوبيت ، اين قدر هتك حرمات و نواميس الهي را مي كنيم ؟
نويسنده:فنا |
شنبه سی ام شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
علائم و منزلت ليلة القدر
|
|
الحديث: قال الباقران عليهما السلام: سالته عن علامة ليلة القدر، فقال: علامتها ان يطيب ريحها، و ان كانت فى برد دفئت، و ان كانت فى حر بردت فطابت. (1) ترجمه: (محمد بن مسلم) از علامت ليلة القدر پرسيد؟ پس امام (ع) فرمود: علامت ليلة القدر اين است كه بوى خوشى از آن پخش مىشود، اگر در سرماى (زمستان) باشد گرم و ملايم مىگردد، و اگر ليلة القدر در گرماى (تابستان) باشد خنگ و معتدل و نيكو مىگردد. توضيح: علامه طباطبائى در علايم شب قدر مىگويد: روايات در معنى و خصايص و فضايل شب قدر بسيار است، در بعضى از آن روايات علامتهايى براى شب قدر ذكر كرده از قبيل اينكه شب قدر، صبح آن شب آفتاب بدون شعاع طلوع مىكند و هواى آن روز معتدل است. (الميزان، ج 40 ، ص 332) الحديث: قال ابو عبد الله عليه السلام: ليلة القدر فى كل سنة و يومها مثل ليلتها. (2) ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن مىباشد. الحديث قال النبى (صلى الله عليه و آله): ان انا ادركت ليلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافية». (3) ترجمه: به پيامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دريابم از خدا چه چيزى را مسئلت كنم؟ فرمود: «عافيت را». الحديث: قال موسى (عليه السلام): الهى اريد قربك، قال: قربى لمن استيقظ ليلة القدر، قال: الهى اريد رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكين ليلة القدر، قال: الهى اريد الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى ليلة القدر، قال: الهى اريد من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبيحه فى ليلة القدر، قال: الهى اريد النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى ليلة القدر، قال: الهى اريد رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتين فى لية القدر. (4) ترجمه: خداوندا! مىخواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مىخواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مىخواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقهاى بدهد. گفتخداوندا! از درختان بهشت و از ميوههايش مىخواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مىخواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفتخداوندا خشنودى تو را مىخواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد. توضيح: ليلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر، تقدير و اندازهگيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يكسال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مىنمايد، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چيزهايى از اين قبيل را مقدر مىسازد. رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور) ص 95 جمعى از نويسندگان پى نوشتها: 1- وسائل الشيعه، ج 7 صفحه 256. 2- وسائل الشيعه، ج 7 صفحه 262. 3- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 458. 4- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 456.
نويسنده:فنا |
جمعه بیست و نهم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
تفسير سوره قدر
|
|
تفسير سوره قدر
سوره قدر مكى است و پنج آيه دارد سوره قدر آيات 1 - 5 بسم الله الرحمن الرحيم انا انزلناه فى ليلة القدر (1) و ما ادراك ما ليلة القدر (2) ليلة القدر خير من الف شهر (3) تنزل الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر (4) سلام هى حتى مطلع الفجر (5). ترجمه آيات به نام خداوند رحمان و رحيم.ما اين قرآن عظيم الشان را(كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم(1). و تو چه مىدانى شب قدر چيست؟(2). شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3). در اين شب فرشتگان و روح(يعنى جبرئيل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشتخلق) نازل مىشوند(4). اين شب رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه(5). بيان آيات اين سوره نزول قرآن در شب قدر را بيان مىكند، و آن شب را تعظيم نموده از هزار ماه بالاتر مىداند، چون در آن شب ملائكه و روح نازل مىشوند، و اين سوره، هم احتمال مكى بودن را دارد، و هم مىتواند مدنى باشد، و رواياتى كه درباره سبب نزول آن از امامان اهل بيت (عليهم السلام) و از ديگران رسيده خالى از تاييد مدنى بودن آن نيست، و آن رواياتى است كه دلالت دارد بر اينكه اين سوره بعد از خوابى بود كه رسول خدا(ص)ديد، و آن خواب اين بود كه ديد بنى اميه بر منبر او بالا مىروند، و سخت اندوهناك شد، و خداى تعالى براى تسليتش اين سوره را نازل كرد(و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حكومتبنى اميه است). "انا انزلناه فى ليلة القدر"
نويسنده:فنا |
جمعه بیست و نهم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
مواعظ امام خميني(قدس سره)
|
|
موعظه 8: غفلت كردن واي بر ما! و بر غفلت ما! واي بر ما و بر شدت سكرات موت ما. اي واي بر ما در برزخ و سختي هاي آن .و در قيامت و ظلمت هاي آن . اي واي بر حال ما در جهنم و عذاب و عقاب آن
نويسنده:فنا |
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
مواعظ امام خميني(قدس سره)
|
|
موعظه 7: توجه به مفاد آيات الهي درست تفكر كن عزيزم ! قرآن - نعوذبالله - كتاب قصه نيست ، شوخي با شما نمي كند. ببين چه مي فرمايد؟... اين چه عذابي است كه عزيز ما را از ياد مي برد، حامله را بي بار مي كند. آيا چه عذابي است كه خداوند بزرگ و تعالي با آن عظمت ، او را وصف مي كند به شدت ، و جاي ديگر به عظمت . چيزي را كه خداي تبارك و تعالي ، كه عظمت او حد و حصر ندارد و عزت و سلطنت او منتهي ندارد، توصيف به شدت و عظمت كند، آيا چه خواهد بود؟ خدا مي داند عقل من و تو و فكر همه بشر از تصورش عاجز است.
نويسنده:فنا |
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
مواعظ حضرت امام خمینی(قدس سره)
|
|
موعظه 6: عذاب الهي اي عزيز! در علوم عاليه ثابت شده است كه ((مراتب اشتداد غير متناهي است )) هر چه تو تصور كني و تمام عقول تصور كنند شدت عذاب را، از آن شديدتر هم ممكن است .اگر برهان حكما را نديدي يا كشف اهل رياضت را باور نداري ، تو كه - بحمدالله - مؤ مني . انبياء عليهم السلام را صادق مي داني ، تو اخبار وارده در كتب معتبره ما را كه همه علماي اماميه قبول دارند، درست مي داني .تو كه مناجات مولاي متقيان ، اميرالمؤ منين عليه السلام را ديدي . تو كه مناجات سيدالساجدين عليه السلام را در دعاي ابوحمزه ديدي . قدري تاءمل كن در مضمون آنها. قدري تفكر نما . در فقرات آن ها.لازم نيست يك دعاي طولاني را يك دفعه با عجله و شتاب بخواني و تفكر در معانيش نكني .بنده و شما حال سيد سجاد عليه السلام را نداريم كه آن دعاي مفصل را با حال بخوانيم .شبي يك ربع آن را، يك ثلث آن را با حال بخوان و تفكر كن در فقراتش ، شايد صاحب حال شوي ، از همه گذشته ، قدري تفكر در قرآن كن ، ببين چه عذابي را وعده كرده كه اهل جهنم از مالك مي خواهند كه آن ها را بكشد. هيهات كه مرگ در كار نيست
نويسنده:فنا |
شنبه بیست و سوم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
دلتنگ بهار نقش مىبندددلم هر روز نام انتظار كى ز ره مىآيى اى معناى آرام و قرار فصلها مىآيد و مفهوم سبزت آرزوست باغها مىرويد و ماييم دلتنگ بهار يك هزاره بيشتر خورشيد را گم كردهايم لفظ چشمان سياهت قصهاى افسانه وار مىنشيند در دلم، آرى اميد آمدن مىرسى در پيچ اين كوچه شبى اى رهگذار ريشه دارد گريهام گويى ميان گريهات غم نمىگيرد در اينجا بى نگاهتبرگ و بار امشب از ميل عبورت آسمانم روشن است غرق چشمان توام در اين حضور بى كنار موج در موج نگاهت آيههاى تازهاند من به لحنى عاشقانه مىروم در اين غبار
نويسنده:فنا |
جمعه بیست و دوم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
مواعظ حضرت امام خمینی(قدس سره)
|
|
موعظه 5: لذات دنيايي و اي عزيز! از خداي تبارك و تعالي در هر آن استعانت بجوي
و استغاثه كن در درگاه معبود خود من عجالتا براي جناب عالي فرض مي كنم در حال خيال - كه مايه ندارد - صد و پنجاه سال عمر، و فراهم بودن تمام بساط شهوت و غضب و شيطنت ، و فرض مي كنم كه هيچ ناملايمي هم براي شما پيش آمد نكند، و هيچ چيز برخلاف مقصد شما نشود. آيا بعد از اين مدت كم كه مثل باد مي گذرد، عاقبت شما چيست ؟ آيا از اين لذات چه ذخيره اي كرديد براي زندگي هميشگي خود؟ براي روز بيچارگي و روز فقر و تنهايي خود، براي برزخ و قيامت خود، براي ملاقات ملائكه خدا و اولياي خدا و انبياي او، جز يك سلسله اعمال قبيحه منكره كه صورت آن ها را در برزخ و قيامت به شما تحويل مي دهند، كه صورت آنها را جز خداوند تبارك و تعالي ، كسي ديگر نمي داند چيست ؟
نويسنده:فنا |
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
مواعظ حضرت امام خميني(قدس سره)
|
|
موعظه 4: راه شناسي هان اي عزيز! گوش دل باز كن ، و دامن همت به كمر زن و به حال بدبختي خود رحم كن . شايد بتواني خود را به صورت انسان گرداني ، و از اين عالم به صورت آدمي بيرون روي ، كه آن وقت از اهل نجات و سعادتي . مبادا گمان كني اينها موعظه و خطابه است .اين ها همه نتيجه برهان حكمي حكماي عظام ، و كشف اصحاب رياضت واخبار صادقين و معصومين است
نويسنده:فنا |
چهارشنبه بیستم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
مواعظ امام خميني(قدس سره)
|
|
موعظه 3: تضرع پس اي عزيز ! فكري كن و چاره جويي نما و راه نجاتي و وسيله خلاصي از براي خود پيدا كن . و به خداي ارحم الراحمين پناه ببر، و در شب هاي تاريك با تضرع و زاري از آن ذات مقدس تمنا كن كه تو را اعانت كند در اين جهاد نفس ، تا ان شاءالله غالب شوي و مملكت وجودت را رحماني گرداني ، و جنود شيطان را از آن بيرون كني ، و خانه را به دست صاحبش دهي تا سعادت و بهجت ها و رحمت هايي ، خداوند به تو عطا فرمايد.
نويسنده:فنا |
سه شنبه نوزدهم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
حضرت امام خميني(قدس سره)
|
|
موعظه 2: كسب اراده اي عزيز ! بكوش تا صاحب عزم و داراي اراده شوي ، كه خداي نخواسته اگر بي عزم از اين دنيا هجرت كني ، انسان صوري بي مغزي هستي كه در آن عالم به صورت انسان محشور نشوي ، زيرا كه آن عالم محل كشف باطن و ظهور سريره است و جراءت بر معاصي كم كم انسان را بي عزم مي كند، و اين جوهر شريف را از انسان مي ربايد... پس اي برادر ! از معاصي احتراز كن ، و عزم هجرت به سوي حق تعالي نما، و ظاهر را ظاهر انسان كن ، و خود را در سلك ارباب شرايع داخل كن ، و از خداوند تبارك و تعالي در خلوت بخواه كه تو را در اين مقصد همراهي فرمايد، و رسول اكرم صلي الله عليه وآله اهل بيت او را شفيع قرار ده ، كه خداوند به تو توفيق عنايت فرمايد، و از تو دستگيري نمايد.
نويسنده:فنا |
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
وصيتنامه فقيه پارسا ابراهيم بن سليمان قطيفي
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم خداوند تو و ما را بر آنچه مايه خرسندي اوست ، توفيق دهاد و بر انجام دستورات خود ياري كناد! بدان مواعظ كتاب و سنت ، گوش نواز است و آثار و گفته هاي عالمان شايسته و صالحان ، در اين زمينه بس . بلكه آنچه در بعضي آثار و كتابها و يا حتي اندكي از آنها آمده ، پندگيران و وعظ پذيران را كفايت مي كند. مانند آنچه در كتاب ((الغيبه )) محمدبن بابويه صدوق و كتابهاي ديگر آمده است (چه موعظ بسيار شنيدن و در حقيقت و معاني آنها تدبر نكردن ، اثر موعظه را كاهش مي دهد.) در خبر قطعي السند آمده است : وقتي آيه اي از قرآن تلاوت مي شد، برخي از مسلمانان براي اين كه گوشهايشان به مفاهيم اسلامي ، انس و عادت پيدا كرده بود و آيه هاي عظيمه ، مكرر به گوش آنان خورده بود و نفسشان به ظاهر و الفاظ آيات عادت كرده بود، آيه هاي ربوبي و كلمات وحي ، تاثيري در خور بر انان ننهاد، زيرا بر اثر اشباع بي رويه نفس و دلبستگي به دنيا، حجابي غليظ، فكر و چشم و دل آنان را پوشانيده بود.
با اينكه از اين مواعظ الهي و آيات قرآني تاثير نمي پذيرند، خود را پيراسته از حجابها مي دانند، بي آنكه بفهمند، خود را مي فريبند.
نگاه كنيد به گاه نزول آيه (( وجي يومئذ بجهنم )) چگونه رسول الله آشفته شد - كه هيچ كس را ياراي سخن گفتن با او نبود، تا اينكه برادرش امام علي عليه السلام بلند شد، بوسه بر سر آن بزرگوار زد و از حادثه پيش آمده ، پرسش كرد. رسول الله صلي الله عليه و آله فرمود: (( جبرائيل اين آيه را آورد.)) با اينكه حبيب خدا، حضرت رسول الله صلي الله عليه و آله مي دانست كه خداوند پيامدهاي اعمال او را بخشوده و او بزرگترين شفاعتگر خلق در بين انبياء فرشتگان و رسولان در روز قيامت است . همان طور كه در روايات تحريص بر توسل به محمد و آل او آمده است : (( همه در روز قيامت ، نيازمند عنايت و شفاعت محمد صلي الله عليه و آله و وصي بزرگوار اويند، حتي فرشتگان مقرب الهي و پيامبران مرسل .)) با اين همه ، شدت ترس پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و امام علي عليه السلام از خداوند متعال مشهود است و بي نياز از توصيف . به گونه اي كه به گاه نماز از خود بي خود مي شدند و مستغرق در حق . در موقفي ، علي عليه السلام را در سجده مي يابند كه ناله مي كند و مناجات خداوند، تا از نفس مي افتد. ((ابودردا)) مي گويد: ((بر بالينش آمدم و او را حركت دادم ، بلند نشد. به نزد فاطمه (س ) همسر علي عليه السلام رفتم و به او تسليت گفتم . حضرت فاطمه (س ) فرمود: هنوز اجل او فرا نرسيده است . بگو او را در چه وضعي ديدي . عرض كردم : در آل سجده ، جان به جانان تسليم كرد. فاطمه (س ) فرمود: برو اين عادت هميشگي اوست .)) وقتي آنان چنين بيم و ترسي از خدا داشتند، حال و روزگار كسي كه خدا را به دل زبان ، دست ، پا، شكم زير شكم و همه اعضا به عصيان برخاسته چه خواهد شد بود! سفارشهايي كه براي خودم و براي تو ضرور(ي ) مي دانم ، دو گونه اند:
نويسنده:فنا |
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
حضرت امام خميني(قدس سره)
|
|
موعظه 1 : تفكر اي نفس شقي ! كه سالهاي دراز درپي شهوات ، عمر خود را صرف كردي ، و چيزي جز حسرت نصيبت نشده ، خوب است قدري به حال خود رحم كني . از مالك الملوك حيا نكني ، و قدري در راه مقصود اصلي قدم زني ، كه آن موجب حيات هميشگي و سعادت دائمي است ، و سعادت هميشگي را مفروش به شهوات چند روزه فاني كه آن هم به دست نمي آيد حتي با زحمت هاي طاقت فرسا.
نويسنده:فنا |
شنبه شانزدهم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
دستورالعملي از شهيد اول
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم
بر تو باد به تقواي الهي ، در پنهان و ميان جمع ! خوبي را براي همه آفريدگان بخواه ، گرچه به تو بدي روا داشته باشند. در برابر آزار ديگران ، بردباري ورز. اگر به تو اهانت شد، يا ناسزا شنيدي ، در پاسخ ، سخني ناروا مگو. هنگامي شعله ور شدن خشم ، از كلام ناپسند بپرهيز، از جايت بلند شو، در مكان ديگر بنشين و خود را به كاري ديگر مشغول كن تا خشمت فرو نشيند. مدام در فكر بهسازي آخرت و سعادت دنيا باش . در همه حال . به خدا توكل كن و در همهمهات به او اطمينان (داشته باش ). بر تو باد پاسداري و شكر گذاري كسي كه به تو خوبي مي كن و تو را نعمت مي دهد. از قهقهه و خنده بپرهيز، زيرا غفلت آرد و دل را بميراند. به هر كاري مشغولي ، نماز اول وقت را ترك مكن . اگر - معاذالله - نمازت قضا شد، در اولين فرصت جبران كن . در هر حال و مكان ، دانش آموز باش . پرگو مباش . بيشتر به شنيدن علاقه مند باش تا گفتن . با استادت مشاجره مكن و گفته هاي او را بر مگردان . آنچه را فراگيري در شب مرور كن . با قرآن مانوس باش . وردي از قرآن را براي خودت برگزين . اگر مي تواني ، قرآن را حفظ كن و اگر ممكن نيست ، هر چند آيه اي كه در توانت هست ، از بركن . كوشش كن امروزت بهتر از ديروزت باشد، و تلاش كن در هر روزي - گرچه اندك - تكامل پيدا كني . مبادا به گفته سخن چينان گوش فرا داري ، زيرا بدبختي بي شمار به دنبال آرد و تاثير شومي بر نفس مي گذارد. در زيارت مشاهده مشرفه يا خواندن زيارت آنها، از راه دور غفلت مكن . به هنگام تعليم و نشر دانش ، از پرگويي بپرهيز. غير علمي و بدون مستند سخن مگو. تنها ناقل سخن ديگران مباش ، خودت نسبت به مطالب و مسايل صاحبنظر شو. در هر روز، بيست و پنج مرتبه (( اللهم اغفر للمومنين و المومنات و المسلمين و السلمات )) را بخوان و در اين دعا، ثواب و مزدي بسيار است . پس از نماز عصر، هفتاد و هفت مرتبه ذكر استغفار را بخوان . نيز سوره قدر و توحيد را بسيار قرائت كن . التماس دعا...
نويسنده:فنا |
جمعه پانزدهم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
دستور العملي از شيخ نجم الدين
|
|
شيخ نجم الدين رازي مي نويسد: بدان كه ذكر بي آداب و شرايط گفتن ، زيادتي مفيد نبود. اول به ترتيب و آداب و شرايط، قيام بايد نمود و مريد صادق را چون درد طلب ، داعيه سلوك اين راه پديده آيد، نشان اين است كه با ذكر انس گيرد و از خلق وحشت ، تا از همه روي بگرداند و در پناه ذكر گريزد كه (( قل الله ثم ذرهم في خوضهم يلعبون )) و چون بر ذكر مواظبت خواهد نمود، بايد كه اساس بر توبه نصوح نهد از جمله معاصي ، و به وقت ذكر گفتن اگر تواند غسل كند و الا وضو تمام كند، زيرا كه ذكر كردن درست ، (:: بدرستي ) مقاتله با دشمن است ، بي سلاح (مبارزه ) دشوار توان كرد كه (( الوضوء سلاح المومن ))، و جامه پاك پوشد بر سنت ، و بر پاكي جامه چهار شرط است : اول پاكي از نجاست ، دوم پاكي از مظلمت ، سوم پاكي از حرمت - يعني ابريشم نباشد - چهارم پاكي از رعونت - يعني كوتاه قد بود بر سنت ، كه (( و ثيابك فطهر، اي قصر )) ، و خانه خالي و تاريك و نظيف راست كند و اگر قدري بوي خوش بسوزاند، اولي تر (:: بهتر) و روي به قبله بنشيند، و مربع (:: چهارزانو) نشستن در همه اوقات منهي است ، الا در وقت ذكر گفتن كه خواجه (:: پيامبر صلي الله عليه و آله ) عليه السلام چون نماز بامداد كردي ، در مقام خويش مربع به ذكر بنشستي تا آفتاب بر آمدي .
و در وقت ذكر گفتن دستها بر روي ران نهد و دل حاضر كند (:: حضور قلب داشته باشد) و چشم فراهم كند و به تعظيم تمام شروع كند در كلمه (( لا اله الا الله )) گفتن به قوت ، ما، اشد ذكرا چنان كه ((لا اله )) از بن ناف بر آورد و (( لا الله )) به دل فرو برد، بر وجهي كه اثر ذكر و وقت آن به جمله اعضا برسد، ولكن آواز بلند نكند و تا تواند در اخفا و خفض صوت كوشد، چنان كه فرمود: (( و اذكر ربك في نفسك تضرعا و خيفه و دون الجهر من القول )) و بر اين وجه ، ذكر سخت و دمادم مي گويد و در دل به معناي ذكر مي انديشد و نفي خاطر مي كند، بدان معنا كه هيچ چيز نمي خواهم و هيچ مقصود و محبوب ندارم ، الا الله ، جز خداي . جملگي خواطر به ((لا الله )) نفي كند، حضرت عزت را به مقصودي و محبوبي و مطلوبي اثبات مي كند به ((لا الله ))، و بايد كه در هر ذكر، دل در اول و آخر حاضر باشد به نفي و اثبات ، و هر وقت در اندرون دل نظر مي كند، هر چيز كه دل را با آن پيوند مي بيند، آن چيز را در نظر نياورد و دل با حضرت ، عزت مي دهد.. و به نفي ((لا اله )) ان پيوند باطل مي كند و بيخ محبت آن چيز از دل بر مي دارد، و به تصرف ((الا الله )) محبت حق را قائم مقام آن محبت مي گرداند. هم بر اين ترتيب مداومت نمايد تا بتدريج دل را از جمله محبوبات و مالوفات فارغ و خالي كند، كه اهتزاز در ذكر از مداومت خيزد. و اهتزاز آن باشد كه به غلبات (:: تكرار) ذكر، هستي ذاكر در نوز ذكر مضمحل شود و ذكر، ذاكر را مفرد گرداند و علائق و عوائق از وجود او فرو نهد و او را از دنياي جسمانيات و آخر روحانيات سبكبار در آورد. چنان كه فرمود: (( سيروا فقد سبق المفردون )) . بدان كه دل خلوتگاه خاص حق است كه ((لا يسعني ارضي و لا سمائي و انما يسعني قلب عبدي المومن )) و تا زحمت اغيار دربارگاه دل يافته شود، غيرت عزت اقتضاي تعرز كند از غير. ولكن چون چاووش ((لا اله )) بارگاه دل از زحمت اغيار خالي كرد، منتظر قدوم تجلي سلطان ((لا الله )) بايد بود كه (( اذا فرغت فانصب والي ربك فارغب )).
نويسنده:فنا |
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
وصيت علامه حلي قدس سره به فرزندش
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم .
پسركم ! خداوند تعالي تو را بر انجام دادن فرمانشهايش استوار بدارد و بر عمل خير و ملازمت آن توفيق ات دهد و به سوي آنچه دوست مي دارد و راضي است ، رهنمايت باشد و به انچه از خيرها ارزو داري و خواهاني ، برساندت و در دنيا و آخرت سعادتمند كند و هر چه كه با آن ، چشم روشن مي گردد، هديه ات كند و عمر نيكو وزندگي آرام و خوش روزگارت را سپري سازد و مهر ((صالح است )) بر اعمالت بنهد و وسايل رسيدن به سعادت را روزي ات كند و از بركتها بزرگ و والايش بر تو ببارند و خداوند از هر بلا و سختي دورت بدارد و بديها را از تو دفع كند! بدان ! كه من در اين كتاب (قواعدالاحكام ) چكيده و فشرده احكام را به گونه اي موجز آوردم و پايه هاي اسلام را با كلمات كوتاه و عبارتهايي روان روشن ساختم و راه رشد و طريق استوار را واضح كردم . تاليف اين كتاب به هنگامي است كه پنجاه سال از عمر را گذرانده ام و وارد دهه شصت زندگي شده ام . دهه شص زندگي آني است كه مهتر خلايق (جناب رسول الله صلي الله عليه و آله ) فرموده : (ان ، اغازگاه هجوم مرگ است) حال اگر خداوند تعالي (در اين دهه بر من مرگ را نوشته باشد و ان را با (قدر )ش حتمي كرده باشد، از آن جا كه او فرمانش را بر بندگان حاضر و مسافر، جاري سازد، پس من هم - همان گونه كه خداوند تعالي وصيت را بر من واجب و بخصوص هنگام احساس مرگ مرا مامور به آن كرده است - (تو را مخاطب ساخته ) و برايت و صيت مي كنم به : اينكه همدوش با تقوي الهي باشي ، كه آن - بيقين - سنت پايدار و واجب حتمي و سپر نگه دارنده توشه ماندگار است . و (آن ) پر سودتر چيزي است كه انسان براي روزي كه چشمها از هيبت آن روز گشاده و خيره مي ماند و يار و ياور نيست ، خواهد داشت . التزام به پيروي اوامر خداوند تعالي و انجام دادن آنچه او مي پسندد و پرهيز از آنچه او ناخوش دارد و دوري از نواهي خداوند تعالي . كسب فضايل علمي و عروج از پستي نقص به بالاترين نقطه كمال و اوج گيري در آسمان عرفان و نه سقوط به جايگاه جهال و (و عمرت را با) گرايش عاشقانه به پسنديده ها و ياري برادران ديني و پاسخ دشتخو را به سخن نيكوگفتن و نيكو رفتار را با چهره باز پذيرفتن بگذران ! پرهيز از رفاقت با انسانهاي پست و همنشيني با افراد نادان ، زيرا رفاقت و همنشيني با آنان خلق و خوي ناپسند و باطن پست برجا مي نهد. التزام به همدوشي با عالمان و نشست و برخاست با فاضلان داشته باش كه آن براي كسب كمالات زمينه كامل را فراهم مي سازد و برايت ، توان و مهارت در يافتن پاسخ مجهولات را به دنبال دارد. بايد، امروزت از ديروزت بهتر باشد. تو و التزام به صبر و توكل و رضا. هر روز و شب ، محاسبه نفس كن ! از خداوند بسيار آمرزش بخواه ! از نفرين مظلوم بترس بخصوص از نفرين يتيم و پيرزن ، كه خداوند در مورد شكستن دلشكسته ، گذشت نمي كند. تو و التزام به نماز شب ، كه رسول الله صلي الله عليه و آله بر آن تشويث كرده و دعوت به اقامه آن كرده و فرموده است : (( من ختم له بقيام الليل ، ثم مات ، فله الجنه )) : هر كه آخرين عملش ، اقامه نماز شب باشد و بميرد، بهشت براي او باشد. تو و التزام به صله رحم ، كه بيقين ، به عمر آدمي مي افزايد. تو و التزام به خوشرويي . همانا رسول الله صلي الله عليه و آله فرمود: (( انكم لن تسعوا الناس باموالكم ، فسعوهم باخلاقكم ! )) : همانا شما را نرسد كه با اموالتان ، تمامي افراد را در آسايش قرار دهيد، لذا آنان را با اخلاقتان خشنود سازيد. تو و التزام به توجه و مراقبت از ذريه پيامبر، كه همانا خداوند همانا در سفارش به آنان تاكيد كرده و پادش رسالت و ارشاد مردم را دوستي و مهرورزي به آنان قرار داده است . خداوند تعالي فرموده است : (( قل لا اسالكم عليه اجرا الا الموده في القربي ... )): بگو در ازاي رسالت ، پاداشي از شما خواستار نيستم ، مگر دوستي در مورد خويشاوندان . حضرت رسول الله فرموده : (( اني شافع يوم القيامه لاربعه اصناف - و لو جاووا بذنوب اهل الدنيا -: رجل نصر ذريتي و رجل بذل ماله لذريتي عند المضيق ، و رجل احب ذريتي باللسان و القلب و رجل سعي في حوائج ذريتي اذا طردوا و شردوا )): بيقين من در قيامت شفاعتگر چهار گروه - هر چند گناهشان به اندازه تمام گناهان مردم باشد - خواهم بود: مردي كه ذريه مرا ياري كند، مردي كه به هنگام تنگدستي ذريه ام ، از مالش به آنها ببخشد، مردي كه به زبان و قلب ، ذريه مرا دوست داشته باشد و مردي كه به هنگام بي سر و ساماني ذريه ام در رسيدگي به حاجاتشان كوشش كند. امام صادق عليه السلام فرمود: (( اذا كان يوم القيامه نادي مناد: ايها الخلائق ! انصتوا، فان محمدا يكلمكم . فينصت الخلائق . فيقوم النبي صلي الله عليه و آله فيقول : يا معشر الخلائق ! من كانت له عندي يد او منه او معروف ، فليقم حتي اكافئه . فيقولون : بآبائنا و امهاتنا! و اي يد منه و اي معروف لنا؟! بل اليد و المنه و المعروف لله و لرسول علي جميع الخلائق . فيقول : بلي . من آوي احدا من اهل بيتي او برهم او كساهم من عري او اشبع جائعهم ، فليقم حتي اكافئه . فيقوم اناس قد فعلوا ذلك . فياتي النداء من عندالله : يا محمد! يا حبيبي ! قد جعلت مكافاتهم اليك ، فاسكنهم من الجنه حيث شئت .فيسكنهم في (( الوسيله )) حيث يحجبون عن محمد و اهل بيته عليه السلام (21)))) : هنگامي كه قيامت برپا شد، ندا دهنده اي مي گويد: ((اي آفريده ها! ساكت باشيد تا حضرت محمد با شما سخن گويد.)) مردم ساكت مي شوند جناب نبي صلي الله عليه و آله برخاسته ، مي فرمايد: (( اي همه همه آفريده ها! هر كس كه براي من كاري انجام داده و منتي دارد و نيكي اي رسانده است ، برخيزد تا اينك ، جبران كنم .)) همه آفريده ها گويند: (( پدر و مادرمان فدايت ! چه كاري و چه منتي و چه نيكي اي ؟ خدمت و منت و نيكي ، بر همه خلائق ، از سوي خدا و رسول خداست .)) حضرت رسول الله مي فرمايد: ((بلي . حال ، هر كه ، كسي از اهل بيت مرا پناه داده ، يا نيكي اي رسانده ، يا با اهداي لباس ، آنها را از برهنگي نجات داده ، يا گرسنگانشان را سير كرده است ، برخيزد تا اينك جبران كنم .)) در اين لحظه مردمي كه آن كارها را انجام داده اند، بر مي خيزند، سپس از جانب خداوند ندا مي آيد: (( اي محمد! اي حبيبم ! همانا جبران كارهاي آنان را بر عهده تو گذاشتم آنان را در هر كجاي از بهشت كه خواستي جاي ده .)) حضرت رسول آنان را در مكاني به نام ((وسيله )) جا مي دهد تا نسبت به حضرت محمد و اهل بيتش عليه السلام در محروميت و حجابي نباشد. تو و التزام به بزرگداشت علما و احترام به آنان ، كه حضرت رسول الله صلي الله عليه و آله فرمود: (( من اكرم فقيها مسلما، لقي الله تعالي يوم القيامه و هو عنه راض . و من اهان فقيها مسلما لقي الله تعالي يوم القيامه و هو عليه غضبان . )) هر كه ، مسلمان دين شناس را گرامي دارد تا در قيامت ، خدا را راضي و خوشحال از خود خواهد يافت و هر كه مسلمان دين شناس را كوچك شمارد و اهانت كند، در قيامت خدا را ناراضي و خشمگين از خود، خواهد يافت . حضرت رسول الله صلي الله عليه و آله نگاه به چهره عالمان را، از جمله عبادتها شمرده است و نگاه به در خانه عالمان را عبادت دانسته و رفت و آمد با دانشمندان را عبادت خوانده است . تو و التزام به كوشش فراوان براي افزودن علمت و ژرف نگري در دين ، كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام به فرزندش فرموده است : (( تفقه في الدين ، فان الفقهاء ورثه الانبياء. و ان طالب العلم يستغفرله من في السماوات و من في الارض ، حتي الطير في جو السماء و الحوت في البحر. و ان الملائكه لتضح اجنحتها لطالب العلم رضي به . )): در دين ژرف بنگر! زيرا دين شناسان ، جانشينان پيامبران هستند. براي طالب علم ، هر چه در آسمانها و هر چه در زمين هست - حتي پرنده در آسمان و ماهي در دريا - طلب آمرزش مي كنند و فرشتگان به دليل خوشنودي از طالب علم بالهاي خود را خاك فرش آنان مي كنند. بپرهيز از كتمان دانش و بازداشتن شايستگان از فراگيري علمت ، زيرا خداوند تعالي مي فرمايد: (( ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات و الهدي من بعد مابيناه للناس في الكتاب اولئك يلعنهم الله و يلعنهم اللاعنون . )): كساني كه نشانه هاي روشن و رهنمودي را كه فرو فرستاده ايم ، بعد از آنكه آن را براي مردم در كتاب توضيح داده ايم . نهفته مي دارند، آنان را خدا لعنت مي كند و لعنت كنندگان لعنت شان مي كنند. و حضرت رسول الله صلي الله عليه و آله فرمود: (( اذا ظهرت البدع في امتي ، فليظهر العالم علمه . فمن لم يفعل ، فعليه لعنه الله . )) : هنگامي كه در امتم ، بدعتها آشكار و فراگير شد، دين شناسان بايد علمشان را آشكار كنند و در اختيار همه قرار دهند. كسي كه چنين نكند، لعنت و نفرين الهي بر او خواهد بود. و نيز او صلي الله عليه و آله فرمود: (( و لا توتوا الحكمه غير اهلها، فتظلموها. و لا تمنعوها الهلها فتظلموهم)): حكمت را در اختيار نااهل قرار ندهيد! كه (اگر چنين كنيد) به حكمت ظلم كرده ايد و از اهلش ، منع مكنيد! كه (اگر چنين كنيد) به اهل حكمت ظلم كرده ايد. تو و التزام به تلاوت قرآن عزيز و تفكر در معاني آن و رعايت اوامر و نواهي اش و تتبع در اخبار نبوي و آثار محمدي و جستجو (و فهم ) معاني آن ها و تامل كردن تام در آنها. البته من ، كتابهاي زيادي در تمامي اين زمينه ها برايت نگاشته ام . اين ، آنهايي بود كه وظيفه تو بود. اما آنچه به من مربوط است و نفعش به من بر مي گردد، (عبارت است از): اين كه با طلب رحمت برايم در بعضي از اوقات ، مرا ياد كرده و مورد تفقد قرار دهي . و اين ثواب بعضي از طاعتهايت را براي من بفرستي . و در ياد كردم ، كم نگذار! كه (اگر چنين كني ) اهل وفا تو را جفا كار خوانند، و در ياد كردم زياده روي مكن ! كه (اگر چنين كني ) آنان كه اهل نيكي اند، تو را به كوتاهي در حق پدر به هنگام زندگاني نسبت مي دهند. بلكه در خلوتهايت و پس نمازهايت يادم كن ! و آنچه از بدهكاري ها و تعهدات واجب بر عهده ام هست (و خود انجام نداده ام ) تو قضا كن ! و در حد توانت ، بر سر مزارم به زيارتم بيا و مقداري از قرآن تلاوت كن ! و هر كتابي كه نوشته ام ، ولي خداوند براي به پايان رساندنش ، مهلتم نداده است ، تكميل كن ! و هر چه از خلل و نقصان و خطا و نسيان در آني مي يابي اصلاح كن ! اين وصيت من است به تو. خداوند از جانب من بر تو ناظر است و السلام عليك و رحمه الله و بركاته . و الله اعلم بالصواب .
نويسنده:فنا |
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
حاج آقا رحيم ارباب
|
|
حاج آقا رحيم ارباب در سال 1297 هجري قمري در روستاي « چرمهين» اصفهان به دنيا آمد. ايشان در اصفهان نزد علماي بزرگي چون حاج ميرزا بديع درب امامي، سيد محمد باقر درچه اي، آقا سيد ابوالقاسم دهكردي، حكيم جهانگير خان قشقايي و آخوند كاشي، كسب علم نموده و به مقام اجتهاد رسيد. مراتب سير و سلوك را نزد جهانگيرخان و آخوند كاشي فرا گرفت او شاگرد خاص آخوند كاشي بود. و مدت 20 سال متوالي در خدمت وي بود. و انواع علوم را از محضر او آموخت. احترام به استادان
ارادت وي به استادش چنان بود كه بعد از فوت استاد، هر هفته به زيارت قبر وي ميرفت و هنگام فوت نيز وصيت نمود در مجاورت استادش دفن شود. حوزه درسش نيز مجمع فضلا و دانشمندان روزگار بود. شاگردان بسياري را تربيت نمود. از جمله شاگردان او ميتوان به: استاد جلال الدين همايي، سيد مصطفي بهشتي نژاد، ملا هاشم جنتي، شيخ محمد باقر صديقين و بسياري از بزرگان ديگر اشاره نمود. وي در فقه بسيار خوش سليقه و داراي استقلال فكري بود. در رياضيات، هيئت و نجوم به تصديق اهل فن، استاد مسلم بود. بسياري از خطبههاي نهج البلاغه را از حفظ داشت و اشعار ابن ابي الحديد را در مناقب امير المؤمنين علي عليه السلام مكرر ميخواند و وي را مي ستود. اعتقاد و علاقة آيت الله ارباب نسبت به امير المؤمنين عليه السلام به حدي بود كه اين عشق و ارادت با گوشت و خون او آميخته شده بود. و بسياري مواقع احاديثي را از رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله كه در فضائل امير المؤنين عليه السلام فرموده بودند مي خواندند. يكي از نظريات فقهي حاج آقا رحيم ارباب وجوب عيني نماز جمعه بود. شهيد مطهري مي گويد: « روزي در اصفهان به خدمت ايشان رسيدم و موضوع نماز جمعه به ميان آمد، ايشان مي گفتند: نمي دانم شيعه چه وقت مي خواهد عار ترك نماز جمعه را از خود بردارد و جلوي شماتت ساير فرق اسلامي را كه ما را به عنوان تارك نماز جمعه ملامت ميكنند، بگيرد». در خطبه هاي نماز جمعه نيز به بيان فضايل و مناقب حضرت علي عليه السلام مي پرداختند. ايشان آنقدر علاقه به حضرت صديقة طاهره فاطمه زهرا سلام الله عليها داشتند كه هميشه در نمازهايشان سورة كوثر را قرائت مي فرمودند. و مي گفتند من نمي توانم اين سوره را در نماز نخوانم. چون اين سوره متعلق به وجود مقدس حضرت زهرا سلام الله عليها است. حاج آقا رحيم ارباب دو سه سال آخر عمر نابينا شد. وقتي از ايشان پرسيدند: پس از اين همه عمر آيا ادعايي هم داريد يا نه ؟ ايشان فرمودند: در مسائل علمي هيچ ادعايي ندارم، اما در مسائل شخصي خود دو ادعا دارم: يكي آنكه به عمرم غيبت نگفتم و غيبت نشنيدم و دوم آنكه در طول عمر چشمم به نامحرم نيفتاد. در احوال شخصي ايشان نقل است كه فرموده بود: برادرم با همسرش چهل سال در منزل ما بودند و در اين چهل سال يك بار هم همسر برادرم را نديدم. ايشان تا پايان عمر به پيروي از استاد خود جهانگيرخان از گذاشتن عمامه پرهيز كردند و خود را شايستة اين مقام نمي دانستند. و حال آنكه اگر كسي با ايشان محشور بود، لياقت ايشان را از همه بيشتر مي ديد. حاج آقا رحيم رمز يك قرن زندگي خود را اينگونه بيان كردند:« من هيچ وقت بد خواه كسي نبودم». آقا رحيم از مسائل سياسي زمان خود نيز غافل نبود. و در زمان استقلال الجزاير فتوايي جهت كمك به مسلمانان و ملت الجزاير صادر كرده بودند. ايشان در 18 ذي الحجه 1396 هجري قمري در روز عيد غدير دار فاني را وداع گفتند. شاگردش استاد همايي در تاريخ فوتش سرود: « جان علم از تن جهان رفته»
نويسنده:فنا |
یکشنبه دهم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
السلام علیک یا خورشید
|
|
رسید تا فلکه آب و روبروی حرم
گذاشت دست به سینه : سلام سوی حرم لب زمین دو چشمش دوباره باران خورد در آستانه دریا گرفت بوی حرم گذاشت صورت خود را به صورت یک در نفس کشید و نفس شد به رنگ و روی حرم تمام حس عطش را به کاسه ها نوشید و پر شد از تب و تاب لب سبوی حرم در آن طرف پدری که خمیده . با گریه گره زده پسرش را به آبروی حرم چقدر قطره به دریا رسیدنش زیباست چقدر زمزمه جاری شده به جوی حرم در ازدحام توسل ز چشم من گم شد ضریح بود و هزاران دعای توی حرم شکست بین نماز زیارت آقا شکست و ریخت قنوتش به گفتگوی حرم *** شفا گرفته مریضی .....زدند نقاره صدای معجزه پیدا شد از گلوی حرم *** گذاشت دست به سینه .عقب عقب برگشت رسید تا فلکه آب و روبروی حرم لک-درمشهدنائب الزیاره همه شمابزرگواران هستم
نويسنده:فنا |
سه شنبه پنجم شهریور 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|