|
نهی شاگردان از بروز کرامات(استادقاضی7)
|
|
و سیره او نهی شاگردان از کرامات است و به شاگردانش نیز همین را توصیه می کند که: شما نمی خواهد چیزی از خودتان بروز دهید، بگذارید اگر دیگران شما را می شناسند، از رفتار و اعمالتان بشناسند. به شاگردش می گوید رعایت حلال و حرام خود کرامت است، چنان که از آیت الله سید عبدالکریم کشمیری نقل شده: سید هاشم! روزی شود که مردم بیایند عتبه درت را ببوسند اما تو سرّ را فاش مکن. آقای سید حسن قاضی می گوید: من در تمام مدت عمر یک بار، آن هم در حقیقت به واسطه محذور و حیا، سری را فاش کردم و تا به حال که دهها سال است از آن می گذرد گرفتار آنم! آقای سید حسن قاضی می افزاید: بله کارهایت درست است، همه چیزت درست است ولی باید مواظب باشی و بدانی که محبوب و معبود تو اجل از این حرف های تو است. باید که ارزان نفروشیم خود را، نه به مقامات دنیا و نه به مقامات اخری. بهای ما خود خداوند است، باید غلام ملک عشق بی زوال بود
نويسنده:فنا |
دوشنبه سی و یکم تیر 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
نماز شب(عارف کل قاضی6)
|
|
نماز شب « اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. » علامه طباطبایی می فرمودند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! » حاج سید هاشم حداد می فرمودند:
نويسنده:فنا |
یکشنبه سی ام تیر 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
نماز(عارف کل قاضی5)
|
|
مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: « به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. » بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است. دعا در قنوت نماز آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: قرآن آیت الله نجابت می فرمودند: « هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی وفادار و پایبند بود. هر وقت از کارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن می خواند و با قرآن بود. » آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند: اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید. آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله طباطبایی می فرمودند: « دستورالعمل، قرآن کریم است؛ فیه دواء کل دواء و شفاء کل عله و دوا کل غله علماً و عملاً و حالاً. و نیز:
نويسنده:فنا |
یکشنبه سی ام تیر 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
مراقبت(قاضی4)
|
|
چشم ترس، اثر مراقبه آقا سید هاشم حداد می فرمودند:
نويسنده:فنا |
یکشنبه سی ام تیر 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
سيّدعلىآقاقاضىطباطبايى ره(3)
|
|
آیت الله فاطمی نیا می فرمودند: « امشب حتماً برای خواندن نماز شب بیدار شو. » قاسم گفت: « نگران نباش! هر ساعتی که نیت کنی تو را از خواب بیدار خواهم کرد... » قاسم در ساعت معهود با حالتی عجیب از خواب بیدار می شود، و به قصد گرفتن وضو به حیات منزل می رود و وقتی چشمش به آب می افتد انقلاب و تحول عجیبی در او بوجود می آید... و همین قاسم که به فسق و فجور معروف بود از عباد و زهاد نجف می گردد و کار او به جایی می رسد که مردم، باقیمانده چای وی را بعنوان شفا می خوردند
نويسنده:فنا |
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
سيّدعلىآقاقاضىطباطبايى ره(2)
|
|
مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی آقا قاضی)ره) است که به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذکر می نماییم. باشد که کلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریکی ها باشد توصیه های عبادی آقای قاضی بر انس با قرآن تأکید بسیار داشتند، از جمله در نامه ای به یکی از شاگردانشان این چنین می فرمایند: علیکم بقراءة القران الکریم فی اللیل بالصوت الحسن الحزین فهو شراب المؤمنین: بر شما باد به قرائت قران کریم در شب، با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن شراب مؤمنین است. و می فرمودند: و آن قرة العیون مخلصین را همیشه در چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صوت و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی. و نیز می فرمودند: بر شما باد به قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد نظر ایشان در مورد نماز این بود که: اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان می ماند. ایشان به نماز اول وقت بسیار تأکید داشتند. اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند! ( و یا فرمودند: به صورت من تف بیاندازد. نیز می فرمود: دو سه روز است در این فکرم که اگر در بهشت نگذارند ما نماز بخوانیم چه بکنیم؟! و او نه تنها از دنیا و مردم آن منقطع است که از آخرت هم چشم پوشیده و به شاگردان خود نیز می گوید: در حال نماز یا ذکر و عبادت در برابر زیبای مطلق و جمال جمیل الهی هر چه دیدید و شنیدید، شما را مشغول نکند و مبادا به بهانه بهشت از بهشت آفرین غافل شوید. در مورد نماز شب توصیه ایشان به علامه طباطبائی معروف است که: دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان.
نويسنده:فنا |
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
سيّدعلىآقاقاضىطباطبايى
|
سيّدعلىآقاقاضىطباطبايى
در سلسله نسب سيّد على آقا قاضى طباطبايى تا امام حسن مجتبى(ع) مىتوان به برخى از اجداد نزديك وى بسنده كرد:
-1 يكى از افراد مشهور سلسله طباطبايى، «سيّد كمالالدين حسن» است كه در قرن ششم در شهر زوّاره - از توابع اصفهان - زندگى مىكرد. بسيارى از دانشمندان جهان تشيّع مثل آيات و علماى بزرگ: آقاى سيّد حسين بروجردى، حاج آقا حسين قمى، سيّد حسن مدرّس (شهيد)، قاضى و علاّمه سيّد محمّدحسين طباطبايى از نوادگان وى مىباشند.
-2 يكى از نوادگان سيّد كمال، «مير عبدالغفار طباطبايى» است كه پس از حمله مغول به زوّاره، به شهر تبريز آمد و در آن جا سكنا گزيد. از اين رو، سلسله طباطبايى اين شهر به وى منتهى مىشود.
-3 آيةاللَّه محمّدتقى قاضى»؛ وى از دانشوران نامدار تشيّع است، و جدّ سوم سيّد على قاضى و علاّمه طباطبايى نيز همين بزرگوار است.
4 - «سيّد حسين» (پدر سيّد على)؛ وى از شاگردان سرشناس و عرفانى ميرزاى شيرازى است؛ به گونهاى كه وقتى تصميم مىگيرد از سامرا - محل تحصيل خود - به تبريز برگردد، از استادش درخواست نصيحتى مىنمايد و ايشان مىفرمايند:
در شبانه روز يك ساعت را براى خود بگذار.
سيّد حسين در اثر نصيحت استاد، به تهذيب نفس و تربيت خود مىپردازد. يك سال پس از اين واقعه، عدهاى از تجّار تبريز به سامرا مىروند و در آنجا ميرزاى شيرازى را زيارت مىكنند، ميرزا از حال شاگردش سؤال مىكند؛ در جواب مىگويند: يك ساعتى كه شما نصيحت كردهايد، تمام اوقات ايشان را فرا گرفته است.
علاّمه طباطبايى نيز مىگويند:
در اين جريان شيرين، بايد هر دو طرف قضيه را نگاه كرد؛ يعنى هم سفارش ميرزاى شيرازى و هم عمل كردن سيّد حسين قاضى؛ يعنى سيّد حسين آن قدر لياقت داشت كه سخنان و نصيحتهاى ميرزا در او تأثير كرد.تولّد
ذى حجه سال 1285 خانه آيةاللَّه سيّد حسين قاضى طباطبايى - كه هميشه پناهگاه مردم اين سرزمين و عاشقان اهلبيت بود - حال و هواى ديگرى داشت. پدر مشغول راز و نياز بوده و در انتظار ميلاد. در روز سيزدهم ذى حجه با تولد نوزاد، ديدگان منتظران روشنايى يافت؛ نوزاد در بغل پدرش آواى ملكوتى اذان و اقامه را مىشنيد و به خاطر مىسپرد. سيّد حسين به شكرانه اين شكوفايى، نام زيباى «على» را بر كودكش گذاشت تا هماره در مسير قرآن و عترت رشد و تعالى يابد.
تحصيل
ايّام به زودى سپرى شده و زمان يادگيرى و آموختن فرا مىرسد؛ پدر، او را به مكتب خانه مىسپارد تا با آموختن قرآن مراحل رشد و ترقى را به خوبى بپيمايد. سيّد على كه از هوشى سرشار برخوردار بود، گوى سبقت را از ديگر همكلاسى هايش مىربايد و دروس مكتب خانه را به سرعت طى مىكند؛ از طرف ديگر، پدرش او را با تكاليف الهى آشنا مىسازد.
قاضى پس از گذراندن مراحل اوليه، جهت سيراب كردن روح تشنه خود به حوزه علميه تبريز روى مىآورد و از محضر اساتيد آن حوزه بهرهها مىبرد.
استادان
-1 ميرزا موسى تبريزى؛ وى از شاگردان شيخ انصارى و سيّد حسين كوه كمرهاى بوده و كتاب اوثق الوسائل - كه حاشيه بر رسائل شيخ انصارى است - را به نگارش درآوردهاست-2 ميرزا محمّدعلى قراچه داغى؛ وى در فقه و اصول تبحّر داشته و در علوم تفسير از تأليفاتى برخوردار بوده است.
-3 پدر گرامى خودشان؛ ايشان به سبب علاقه و رغبت خاص، در زمينه علم تفسير تبحّر داشت؛ چنان چه سيّد على آقا خود مىگويد، تفسير «كشّاف» را در خدمت پدرش خوانده است.
-4 ميرزا محمّدتقى تبريزى، معروف به «حجة الاسلام» و متخلّص به «نيّر»؛ سيّد على آقا ادبيات عرب و فارسى را پيش اين شاعر نامدار ياد گرفته و اشعار زيادى از ايشان نقل كرده است.
روح سيّد على كه از دانش حوزه علميه تبريز سيراب نشده بود به جانب حوزه كهن نجف اشرف تمايل پيدا مىكند؛ ابتدا پدر را از اين تصميم آگاه مىسازد، پدر از احساس عطش و شوق نونهالش در راه تحصيل و تهذيب، شادمان گشته و وى را با گروهى از اهالى تبريز روانه نجف اشرف مىسازد.
زمانى كه قاضى به شهر نجف مىرسد، به حرم علوى مشرف شده و از آن حضرت براى رشد و شكوفايى كمك مىخواهد و خود را به آن امام همام مىسپارد تا راهى را كه رضايت خداوند در آن است، به وى نشان دهد و هميشه در تمام مراحل زندگى همراهىاش نمايد.
اين درخواست قاضى مورد قبول اميرالمؤمنين(ع) واقع شده و آن حضرت، راه سعادت و خوشبختى را به وى نشان مىدهد؛ به گونهاى كه از اساتيد بزرگوارى استفاده نموده و صاحب كرامات و فضايل عرفانى مىشود.
قاضى در مورد استاد و تأثير آن در تعالى و رشد شاگرد، مىگويد:
اگر كسى كه طالب راه و سلوك طريق خدا باشد براى پيدا كردن استادِ اين راه، نصف عمر خود را در جستجو و تفحّص بگذراند تا آن استاد را پيدا كند، ارزش دارد و كسى كه به استادِ كامل رسيد، نصف راه را طى كرده است.
بر اساس اين اعتقاد، وى در پى يافتن اساتيد شايسته و استفاده كامل از آنان رفت تا اين كه به يارى حضرت امير(ع)، گمگشتههايش را يافت. در اين مسير - علاوه بر اساتيدى كه در تبريز از محضرشان استفاده كرده بود - در نجف اشرف نيز از محضر اساتيد مبرّز و زبدهاى بهرهمند شد؛ همانند آيات عظام:
-1 محمّدكاظم خراسانى (آخوند خراسانى)؛ نويسنده كفاية الاصول.
-2 ميرزا فتحاللَّه شريعت اصفهانى (شيخالشريعة)؛ اين فقيه نامآور بعد از رحلت ميرزاى شيرازى، رهبرى نهضت ضد انگليسى را به عهده گرفت.
-3 ميرزا حسين تهرانى؛ وى از علماى عارف بود كه در بين الطلوعين جمعه، هنگامى كه در مسجد سهله مشغول عبادت بود، به رحمت ايزدى پيوست.
-4 شيخ محمّدحسن مامقانى؛ ايشان از اساتيد برجسته و متبحر علم رجال، درايه، تراجم و نسب به شمار مىآيند.
-5 سيّد محمّدكاظم يزدى؛ يكى از آثار گرانبهاى وى كتاب فقهى «عروة الوثقى» مىباشد-6 فاضل شربيانى؛ وى در مكارم اخلاق و صفات پسنديده و دلسوزى به بينوايان، زبانزد مردم كربلا و نجف بود.
-7 شيخ محمّد بهارى؛ معظم له همان عارف، سالك و عالم فرزانهاى است كه در سن 32 سالگى به اجتهاد رسيد و از اوتاد شاگردان عارف نامدار، ملا حسينقلى همدانى محسوب مىشود.
-8 سيّد احمد كربلايى؛ وى نيز از شاگردان ممتار ملا حسينقلى همدانى به شمار مىآيد كه در تهذيب نفس و عرفان، از كمالات والايى برخوردار بود.
شاگردان
سيّد على قاضى سرشار از اسرار الهى بود لذا در تربيت شاگردان تلاش و همت خاصّى داشت. روزها در منزلش، شاگردان را به حضور مىپذيرفت و به نصيحت و ارشاد آنان مىپرداخت. جمع كثيرى از بزرگان به يُمن تربيت او، در مسير حقيقت قدم گذاشته و صاحب كمالات و مقامات معنوى شدهاند. از جمله شاگردان وى عبارتند از آيات بزرگوار:
-1 شيخ محمّدتقى آملى؛ وى يكى از علماى بزرگ حوزه علميه تهران بودند و خود مىگويند كه:«علوم ظاهرى مرا غنى نكرد و عاقبت گمشده خود را در وجود سيّد على قاضى طباطبايى يافتم.» و آيةاللَّه قاضى در خصوص وى مىفرمود: «ايشان از جمله كسانى هستند كه شرف ديدار با امام زمان(ع) را داشته است.
-2علاّمه سيّد محمّدحسين طباطبايى؛ ايشان در نجف اشرف بيش از همه، تحت تأثير استاد بزرگش آيةاللَّه قاضى طباطبايى قرار گرفته و سالها از محضر ايشان استفاده نمود. از اين رو مىفرمود: «ما هر چه در اين مورد داريم، از مرحوم قاضى داريم. چه آنچه كه در حياتش از او تعليم گرفتيم و از محضرش استفاده كرديم و چه طريقى كه خودمان داريم، از مرحوم قاضى گرفتهایم
-3 سيّد محمّدحسن الهى طباطبايى؛ وى برادر كوچك علاّمه طباطبايى استكه عرفان وفلسفه را از محضر قاضى وسيّد حسين بادكوبهاى فرا گرفت.
-4 محمّدتقى بهجت؛ معظم له از مراجع تقليد زمان حاضر مىباشد كه پس از ورود به نجف اشرف به خاطر اهتمام به تهذيب نفس، به محضر عارف عابد سيّد على قاضى راه يافته و از شاگردان مورد توجه ايشان مىگردد.
-5 سيّد يوسف حكيم؛ وى پسر بزرگ آيةاللَّه العظمى حكيم مىباشد كه در مراحل سير و سلوك، شاگرد قاضى است. بعد از رحلت آيةاللَّه العظمى حكيم، مردم به وى رو آوردند ولى با وجود آيةاللَّه العظمى خوئى و شدّت زهد مرجعيت تشيّع را نپذيرفت.
-6 سيّد محمّد حسينى همدانى؛ «انوار درخشان در تفسير قرآن» (در 18 جلد) از تأليفات وى مىباشد. وى در رؤياى صادق، از پيامبر اكرم(ص) دستور نگارش تفسير را دريافت نمود.
-7 شهيد محراب، سيّد عبدالحسين دستغيب شيرازى؛ وى از مريدان مرحوم قاضى بود و از ايشان اجازه اجتهاد داشت. ايشان بعد از انقلاب، از سوى امام خمينىقدس سره به امامت جمعه شيراز منصوب شد. و سرانجام در بيستم آذر ماه 1360 توسّط منافقان به شهادت رسيد.
-8 شيخ حسنعلى نجابت شيرازى؛ وى در 28 سالگى به درجه اجتهاد رسيد وبنا به سفارش آيةاللَّه قاضى از دوستان نزديك شهيد دستغيب بود.
-9 سيّد محمّدهادى ميلانى؛ وى زير نظر آيةاللَّه قاضى به تهذيب نفس پرداخت و در شهر مشهد به مدّت 22 سال به ارشاد و تدريس پرداخت.
-10 محمّدرضا مظفر؛ ايشان در دروس عالى حكمت و فلسفه اسلامى از محضر آيةاللَّه قاضى استفاده كرد. كتاب «اصول فقه» - كه از منابع درسى حوزه علميه است - از تأليفات ايشان مىباشد.
-11 سيّد عبدالاعلى سبزوارى؛ ايشان حافظ قرآن بود و در هر هفته يك بار قرآن را ختم مىكرد. كتاب «مهذّب الاحكام» (در 30 جلد) كه يك دوره كامل فقه است، از تأليفات وى مىباشد.
-12 ميرزا على غروى عليارى؛ وى فردى بسيار باتقوا، زاهد، خوش برخورد و داراى حافظه قوى بود و پس از بازگشت به تبريز، سالها به امر تحقيق، تدريس و تأليف پرداخت.
-13 سيّد شهابالدين مرعشى نجفى؛ وى از مراجع تقليد بود كه در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) نماز مغرب و عشاء را اقامه مىكرد. از مهمترين خدمات ايشان، گردآورى هزاران جلد كتاب نفيس و تأسيس كتابخانهاى بىنظير در قم مىباشد.
-14 سيّد ابوالقاسم خوئى؛ وى نيز از مراجع تقليد بود كه تأليفات فراوانى مثل «معجم رجال الحديث»، «البيان فى تفسير القرآن»، «مصباح الفقاهة» و...از خود به يادگار نهاد.
-15 حاج شيخ ابوالفضل خوانسارى؛ ايشان در نجف اشرف از محضر آيةاللَّه قاضى بهرههاى فراوان برد. يكى از اقدامات مؤثر و شاخص وى، تأسيس حوزه علميه در شهر اراك است. ضمناً وى بعد از انقلاب اسلامى به عضويت خبرگان رهبرى و خبرگان قانون اساسى انتخاب شد.
-16 شيخ عبدالحسين حجت انصارى؛ وى از شاگردان خصوصى مرحوم قاضى بود. پرهيز از شهرتطلبى، يكى از ويژگىهاى وى بود؛ به گونهاى كه كسى كلمه «من» از او نشنيد.
-17 شيخ محمّدابراهيم شريفى زابلى؛ ايشان از دروس اخلاقى و عرفانى قاضى استفاده كرده و به افتخار دامادى استادش نايل شد.
-18 شيخ عبّاس قوچانى؛ وى وصىّ مرحوم قاضى بود و از محضر ايشان بهرههاى فراوانى برد. از خصوصياتش اين بود كه تا آخر عمر مىگفت: «من هيچ نيستم» و هيچ ادعايى نداشت.
-19 شيخ علىاكبر مرندى؛ وى علاوه بر تسلط كامل بر فقه و اصول، در تفسير، عرفان و احاديث اهلبيت(ع) نيز تبحّر داشت.
-2۰ سيّد حسن مسقطى؛ وى از شاگردان ويژه قاضى بود كه در حكمت و عرفان، يد طولايى داشت و در حرم اميرالمؤمنين(ع) به تدريس عرفان مىپرداخت.
-21 سيّد هاشم حدّاد؛ وى به آهنگرى مشغول بود و از شاگردان مورد علاقه قاضى به شمار مىرفت.
-22 سيّد عبدالكريم كشميرى؛ ايشان مراتب سير و سلوك، عرفان و اخلاق را از محضر آيةاللَّه قاضى، شيخ مرتضى طالقانى، شيخ عبّاس قوچانى و سيّد هاشم حداد آموخت.
نويسنده:فنا |
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|
|
شخصيت وجايگاه علامه حلى (ره) در فقه(2)
|
|
شخصيت وجايگاه علامه حلى (ره) در فقه بيست ويكم ماه محرم سال جارى (1418 ه.ق.) همزمان ولادت او در سحرگاه بيست ونهم ماه مبارك رمضان در سال خانواده علامه يكى از ويژگيهاى منحصر به فرد علامه، وضعيت اعضاى 2. برادرش: فقيه برجسته، شيخ على بن يوسف بن مطهر از 3. دايى او: فقيه برجسته وارجمند، شيخ جعفر بن حسن بن 4. فرزندش: فخر المحققين، شيخ محمد، صاحب كتاب 5 و 6. خواهر زادگانش: سيد عميد الدين وسيد ضياء الدين مناظره علامه علامه حلى افزون بر جلسههاى تدريس وتربيتشاگردان سلطان گفت: او را بياوريد، اگر نزد انديشمندان اهل تسنن، پس از رسيدن نامه سلطان، علامه حلى دعوت وى را گفت وگو در باره مسائل مورد اختلاف اهل تسنن وشيعه با سلطان خدابنده با ديدن ناكامى وناتوانى آن عالمان در برابر نويسنده روضات الجنات چنين مىنويسد: نوشتههاى علامه حلى در رشتههاى گوناگون علوم اسلامى يكى از برجستگىهاى علامه، نوشتههاى بسيار وگوناگون اين ب - بزرگترين فقيهان ودانشمندان زبردست پس از وى بر از بزرگترين كتابهاى علامه مانند قواعد تا كوچكترين آنها ج - ديدگاههاى زنده ومورد توجه علامه به اندازهاى استوار از اين روى اين ديدگاهها در گذر هفتسده، هميشه سرسبز البته اين نكته تنها در فقه نيست، بلكه نقش آفرينى علامه در نام كتابها وموضوعات نوشتههاى علامه حلى 1. فقه: بيست عنوان كتاب فقهى مختصر ومفصل، كامل يكى از بزرگترين كتابهاى فقهى علامه قواعد الاحكام است ديگر از كتابهاى فقهى او تحرير المسائل است كه به اعتقاد دو كتاب فقهى مستدل وبزرگ علامه، تذكرة الفقهاء ومنتهى از ديگر كتابهاى مهم وارزشمند علامه مىتوان از ارشاد نام اثر مهم ديگر علامه مختلف الشيعة است كه در بازتاب 2. اصول فقه: هفت عنوان كتاب كه برخى از آنها متن مستقل 3. رجال: چهار عنوان در لغت نامه دهخدا يكصد وسيزده عنوان كتاب از ويژگيهاى علامه حلى در شناساندن علامه به همين اندازه بسنده مىكنيم كه او در در كتابهاى فقهى ما هر گاه «علامه» به گونه مطلق گفته شود، از فاضل تفرشى صاحب نقد الرجال نقل است كه گفته: ويژگيهاى مرحوم علامه حلى را مىتوان در محورهاى زير 2. بعد تعليم: توانايى ويژه علامه در تدريس، سبب گرديد كه 3. بعد تحقيق: علامه در همه رشتههاى دانشهاى عقلى 4. بعد تاليف: علامه حلى در همه دانشهاى ياد شده داراى ابن حجر عسقلانى شافعى در كتاب الدرر الكامنة چنين گويد: يادآور مىشويم كه مختصر الاصول ابن حاجب از نام آورترين درباره راز ورمز موفقيت مرحوم علامه آوردهاند كه تلاش برخى ديدگاههاى ويژه فقهى 1. علامه حلى آب جارى كمتر از كر را منفعل مىداند، يعنى اگر آب جارى كمتر از كر باشد وبا نجس برخورد كند، آن علامه حلى در همه كتابهاى خود همين ديدگاه را برگزيده صاحب جواهر پس از بحث وبررسى گسترده اين مساله وياد اين مساله به اندازهاى آشكار است كه بى نياز از درازاى 2. اعتصام يا نجاست ناپذيرى آب چاه، از ديدگاههاى ويژه او در قواعد مىگويد كه در اين مساله دو ديدگاه يافت عبارت استبصار هم اين گونه است: چنانكه مىبينيم شيخ را نمى توان داراى ديدگاه اعتصام يا ب - در همه كتابهاى فقهى وحديثى خود، جز استبصار، ج - استبصار كتاب روايت وحديث است نه فقه وفتوا. د - حتى كتاب حديث عادى هم نيست، بلكه ويژه روايات بدين سان ممكن است، درستى وضو ونماز را در صورت نا
نويسنده:فنا |
جمعه بیست و یکم تیر 1387
|
|
|
موضوع:
| لينک ثابت
|
|