تبليغاتX
فنا

فنا

    امامت

اما ادله ما وجوهی است:

 وجه اول تعریف:

 امامت نبوت است و وقتی نبوت به دست خداوند متعال

باشد پس امامت که ادامه نبوت است هم باید بید

خداوند متعال باشد.

وجه دوم:

 شرائط و صفات امام است که از جمله شرائط که امت

 نمی­توانند تشخیص بدهند،شناخت معصوم است که از

طریق غیر معصوم ممکن نیست.و امت نمی­توانند وجود

این صفت را نزد کسی نفی و یا اثبات کنند و حال اینکه

عصمت از شرائط امام است؛ پس نصب امام به یک امت

نیست.

وجه سوم:

امر سوم کلام پیغمبر اکرم بود که فرمودند:«الامر بید الله

یضعه حیث یشاء»

احادیث وصایت امیرالمومنین سلام الله علیه.

 

«لکل نبیًّ وصیٌّ»«ان لکل نبیا وصیا»«ان لکل نبی وصیا و

 وارثا وان علیا وصیی و وارثی»«ما من نبًّی الا و کان له

 وارث و وصی» پیغمبر اکرم می­فرمایند که «ما کنت بدعا

 من الرسل»،من یک چیز استثنایی از مقررات رسالت و

نبوت نیستم،رسالت من هم مثل رسالت دیگر از ناحیه

خداوند متعال است،و وقتی اوصیاء انبیاء سلف هم

نصبشان بیدالله بوده است،باید اوصیاء نبی اسلام هم

همین­طور باشند واین احادیث از این قبیل است.از باب

نمونه ابو سعید خدری از سلمان روایت می­کند:«قلت یا

رسول الله لکل نبی وصی فمن وصیک؟». در روایتی که

فریقن نقل کرده­اند

فردای روز شهادت امیرالمومنین سلام الله علیه امام

مجتبی می­فرمایند:«علی بن ابی طالب خاتم الاوصیاء و

وصی خاتم الانبیاء،خطب الحسن بن علی ابن ابی طالب

فمحمد الله فاثنی علیه و ذکر امیرالمومنین علیا خاتم

الاوصیاء و وصی خاتم الانبیاء»پ

وجه چهارم:

تعیین امام از ناحیه خداوند متعال و رسول خدا کتابا و

سنتة تعیین از طرف امت از قبیل اجتهاد مقابل نص

خواهد بود

واجتهاد مقابل نص باطل است.در قرآن مجید نسبت به

پیامبر آیاتی است از قبیل«ما آتاکم الرسول فخذوه و ما

نهاکم عنه فانتهوا»[1] و از قبیل«و ما ینطق عن الهوی ان

هو الا وحی یوحی»[2]و نص رسول الله علی الامام من

بعده، نصب الامام واجب علینا،نصب الامام علی

الخلق،وقالت الشیعة بل علی الله» وقتی خداوند متعال

می­فرماید:«ان علینا للهدی» بر ماست هدایت کردن این

برماست همان است که ما می­گوییم «یجب علی

الله،«کتب ربکم علی نفسه الرحمة»[3]،خداوند متعال

هدایت را به عهده گرفته است،آیا شان امام بعد از نبی

غیر از هدایت خلق است؟ غرض از نصب امام غیر از

هدایت است؟«ان علینا للهدی»[4]،یعنی ربطی به خلق

و امت ندارد این مسئله و در آیه مبارکه«انما انت منذر

ولکل قوم هاد»[5]، در ذیل این آیه مبارکه فریقین روایت

صحیحه دارند که پیغمبر اکرم خطاب کردند به

امیرالمومنین و فرمودند«یا علی انا المنذر و انت الهادی و

بک یهتدی المهتدون من بعدی»این که امیرالمومنین

هادی است بعد رسول الله و

ایشان هستند؛که وسیله هدایت امت هستند بک یهتدی

المهتدون من بعدی،پس امیرالمومنین مصداق ان علینا

للهدی هستند.

پیغمبراکرم هم در ذیل آیه«و لکل قوم هاد» می­

فرماید:«علی الهادی من بعدی بک یا علی یهتدی

المهتدون من بعدی.»

[1] سوره حشر:آیه 7

[2] سوره نجم:آیه 3و4

[3] سوره انعام:ایه 12

[4] سوره لیل:آیه 12

[5] سوره رعد:آیه 7

 


 
نويسنده:فنا |  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ادامه مطلب
موضوع: | لينک ثابت |

    تواضع و فروتنى (3)

تواضع و فروتنى (3)

در مقاله هاى پيشين از تواضع در برابر خدا و خلق خدا سخن گفتيم و ارزش و اقسام آن را نيز بررسى كرديم. اكنون براى تكميل آن مباحث, اشاره اى داريم به برخى از آثار و ره آوردهاى تواضع.

بى شك, روحيه تواضع و فرهنگ فروتنى چه در برابر خداوند و چه در برابر بندگان, او از زيباترين جلوه هاى آداب معاشرت است. هنگامى كه تمامى افراد جامعه روابط خود را بر اساس فروتنى بنا نهند, حيات طيّبه, رخ خواهد نمود و بهره هاى فراوانى نصيب افراد متواضع خواهد شد, از جمله:

1. بزرگى و ارجمندى

تواضع و فروتنى بر خلاف تصور متكبران, نه تنها سبب كوچك شدن انسان نمى شود, بلكه بر قدر و منزلت وى نيز مى افزايد و موجب رفعت و بلندى مقام وى مى گردد. انسان متواضع, همچون زمين فروافتاده اى است كه قطرات باران از هرسو بدان جا سرازير مى شود و آن را حاصلخيز و پرثمر مى سازد. كسى كه از تواضع سرباز مى زند, به سان زمين مرتفع و بلندى است كه از دربرگرفتن بركات آب باران محروم است. اميرالمؤمنين على(ع) فرمايد:

(المتواضع كالوهدة, يجتمع فيها قطرها و قطر غيرها, والمتكبر كالرَّبوَةِ لايقرُّ عليها قطرها ولاقطر غيرها.1)

فروتن مانند زمين فرورفته اى است كه قطره هاى باران از هرسو در آن گرد مى آيند و متكبر, چونان زمين مرتفع و بلندى است كه قطره اى باران بر آن نمى ماند.

افتادگى آموز اگر طالب فيضى هرگز نخورد آب زمينى كه بلنداست چنين است كه طالبان فيض, همواره رفعت و بلندى را در كوچكى و افتادگى مى جسته اند و همچون قطره ناچيز باران خود را در درياى بى كران انسانها, كوچك مى ديده اند, تا درخور رسيدن به مقامات عالى و كمالات انسانى شوند. از كوبيدن (در نيستى2) و (خردى) بزرگى يابند و افسر كرامت بر سرنهند. برخى به گمان اين كه تواضع, شخصيت آنان را كوچك مى كند و از قدر و منزلت و جاه و جلال آنان مى كاهد, از فروتنى دريغ مى ورزند و براى فرونشاندن ميل نفسانى خويش, خودنمايى متكبرانه رفتار مى كنند. غافل از اين كه شخصيت تصنعى و كاذب, چيزى جز وهم و خيال نيست و پايه آن بسيار پوچ و سست است. خوى نرم و رفتار متواضعانه, نه تنها ذرّه اى از بزرگى و منزلت آنان نمى كاهد, بلكه حرمت و نفوذى طبيعى به انسان مى بخشد و جامه وقار و ابهت براو مى پوشاند:

(التواضع يكسوك المهابة3)

اساساً, راز و رمز بزرگى و عظمت در فروتنى است. كسى كه خود را چون شبنمى برخاك افكند رفعت و بزرگى مى يابد:

چو خواهى كه در قدر والا رسى

زيك شب تواضع به بالارسى

در اين حضرت آنان گرفتند صدر

كه خود را فـروتر نهادند قـدر

چو سيل اندر آمد به هول و نهيب

فتاد از بلندى به سر در نشيب

چوشبنم بيفتاد, مسكين و خرد

به مهر آسمانش به عيوق برد4

تواضع, مقام انسان را در نزد خداوند بالا مى برد و مردم در او به ديده عظمت و بزرگى مى نگرند, چنانكه در حديثى از پيامبر اسلام(ص) مى خوانيم:

(من تواضع للّه, رفعه اللّه. فهو في نفسه ضعيف وفي أعين الناس عظيم. ومن تكبر وضعه اللّه, فهو في أعين الناس صغير, وفي نفسه كبير, حتى لهو أهون عليهم من كلبٍ اَوْ خنزير5)

كسى كه براى خدا فروتنى كند, خداوند او را بلند مرتبه گرداند. او در پيش خود ناتوان و در ديدگان مردم, بزرگ و ارجمند است و كسى كه بزرگى ورزد, خدا او را پست و حقير سازد. او خويش را بزرگ مى پندارد, ولى در نظر مردم كوچك و بى مقدار است, به گونه اى كه حتى او را از سگ و يا خوك هم پست تر مى شمارند. [يعنى طبيعت انسانها به گونه اى است كه از افراد متكبر منزجرند و از چنين رفتارى نفرت دارند.].


 
نويسنده:فنا |  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ادامه مطلب
موضوع: | لينک ثابت |

    تواضع و فروتنى (2)

تواضع و فروتنى (2)

در بخش نخست اين نوشتار از مفهوم تواضع و ارزش و اهميّت آن سخن گفتيم وحد و مرز و رابطه آن را با تكبر, چاپلوسى, ذلّت... بررسى كرديم. اكنون اقسام تواضع را بررسى مى كنيم:

1 . تواضع در برابر خدا و قانون

اساس بسيارى از كمالات تواضع و افتادگى است و روح تواضع نيز, بندگى و كرنش در برابر خداوند است. تابندگى و انقياد پروردگار نباشد, مراحل ديگر فروتنى ممكن نمى گردد. انسان بايد رابطه خود را با خدا, به گونه اى تنظيم كند كه تمامى اعمال و رفتارش رنگ عبوديّت و تسليم بگيرد و پيوسته خود را در برابر قدرتى لايتناهى و عظمتى بى كران, مشاهده نمايد. براساس اين اعتقاد و باور درونى, آنچنان, خاكسار و فروتن باشد كه جز تسليم و سرسپردگى در مقابل خداوند و اطاعت از قانون الهى و پايبندى به مقررات و حدود شرعى, انديشه ديگرى او را به خود مشغول ندارد. با چنين ديدى انسان در برابر خداوند, همچون قطره اى در برابر درياى بى كران, احساس حقارت و فروتنى مى كند و هيچ گاه گرفتار غرور و تكبر نمى گردد. امام صادق(ع) فرمود:

(اصل التواضع من جلال الله وهيبته وعظمته وليس لله عزّوجل عبادة يقبلها و يرضاها الاّ وبابها التواضع. ولايعرف ما فى معنى حقيقة التواضع الاّ المقرّبون المستقلّين [المتصلون] بوحدانيته).1

اصل و اساس تواضع, عزت و بزرگى خدا را به يادآوردن و خود را ناچيز شمردن است. هيچ پرستشى مقبول درگاه او نيست جز آنچه از روى فروتنى باشد.

به ارزش و حقيقت تواضع راه نمى يابند مگر مقربين آنان كه به توحيد و يكتايى خداوند پى برده اند.

تواضع, كشتزار خوف2 و خشيت الهى است. اين صفات جز در دلهاى فروتن نمى رويند و در غير آن رشد نمى كنند. از اين روى, فرهنگ فروتنى و مهر بايد آهنگ ارتباط انسان با خدا در همه زمينه ها باشد.

تواضع در برابر خداوند نمودهاى فراوانى دارد كه در اين جا به ذكر چند مورد مهمّ, كه در روايات بدانها اشاره شده است, بسنده مى كنيم:

تواضع به هنگام برخوردارى از نعمت

از مواردى كه انسان گرفتار تكبر و بزرگ خويشتنى مى شود, وقتى است كه نعمتى به او برسد. به هنگام بهره مندى از مواهب و نعمتها و غوطه ور شدن در درياى بى كران تفضلات و مواهب الهى است كه صاحب نعمت را فراموش كرده, سر به طغيان و گردنكشى مى زند و در برابر خداوند تكبّر مى ورزد.

انسانى كه در برابر خدا متواضع است و سراپاى وجود خويش را متنعم از تفضلات الهى مى داند, به صاحب نعمت توجه نموده و به جاى تكبر و گردنفرازى به شكر و سپاسگزارى نعمت توجّه مى كند, به گونه اى كه هرگاه نعمتى به وى ارزانى شود, با اظهار فروتنى و خضوع در مقابل خداوند, قدر آن نعمت را پاس دارد.

خداوند متعال به عيسى(ع) فرمود:

(اذا انعمت عليك بنعمة, فاستقبلها بالاستكانة, اتممها عليك).3

هرگاه نعمتى به تو ارزانى كنم, با فروتنى و خضوع, استقبال كن و در برابر نعمتهاى الهى سپاسگزار باش, تا آن نعمت را بر تو كامل و فراوان سازم.

سپاسگزارى مواهب بى شمار خداوند, نوعى تواضع به شمار مى آيد4 ,از اين روى, در منابع دينى سفارش شده است كه به علامت شكرگزارى نعمتها در برابر آن فروتنى كنيد:

(انّ من حق اللّه على عباده ان يحدّثوا لَهُ تواضعاً عندمايحدث لهم من نعمة)5

حق خدا بر بندگانش آن است كه چون نعمتى به آنان روى آورد, آن را پاس دارند و با شكرگزارى و قدرشناسى, در برابر خداوند تواضع كنند.

دورى از تجملات

تجملاّت و هزينه ها و مخارج سنگين, خود به خود تعيّن و تكبّر مى آورد, امّا زندگى ساده و بى پيرايه كه در حد ديگر افراد جامعه باشد و از زرق و برق فزونترى برخوردار نگردد, با فروتنى و افتادگى, بهتر همخوانى دارد. بسيارى از متكبران با كالاهاى لوكس, ابزار گرانقيمت, زياده روى در مصرف, بر ديگران فخر و مباهات مى فروشند و خود را برتر مى انگارند. لذا انسان اگر براى خدا و از سر تواضع, از تجمّلات دورى كند, از پيامدهاى ناپسند آن مصون مى ماند و كرامت نفس خويش را حفظ مى كند.

پيامبر اسلام مى فرمايد:

(من ترك زينة للّه ووضع ثياباً حسنة, تواضعاً للّه وابتغاءَ وجهه, كان حقاً على اللّه ان يكسوه من عبقريّ الجنّة فى تخات الياقوت.)6

كسى كه از سر تواضع, براى خدا, از زينت و تجملات دورى كند و از پوشيدن لباسهاى زيبا و فاخر چشم بپوشد, سزاوار است, خداوند او را از لباسهاى نادره بهشتى, كه در جامه دانهاى ياقوتى باشد, بپوشاند.

در حديث ديگرى مى فرمايد:

(من ترك لبس ثوب الجمال و هو يقدر عليه, تواضعاً, كساه اللّه حلّة الكرامة.)7

كسى كه از پوشيدن لباسهاى فاخر و تجمّلى, با وجود آن كه قادر بر پوشيدن آنهاست, به خاطر خدا و از روى فروتنى و افتادگى صرف نظر نمايد, خداوند او را رداى كرامت بپوشاند.

پرهيز از اسراف

متكبران, اسراف را نوعى بزرگى براى خود به حساب مى آورند و با اين رفتار ناپسند و نكوهيده, آتش كبر و غرور خويش را فرو مى نشانند و به شخصيّت كاذبى براى خويش, ساخته اند, دل خوش مى دارند. امّا انسانهاى متواضع, زهد و قناعت مى ورزند و از اسراف و هدر دادن نعمتهاى الهى دورى مى كننند.

در حديثى از امام صادق(ع) مى خوانيم كه يكى از انصار براى رسول خدا شير و عسل در آميخت و آورد, حضرت از تناول آن خوددارى كرد و فرمود:

(لااشربه ولااحرّمه ولكن اتواضع للّه.)8

من اين را نمى آشامم و تحريم هم نمى كنم ولى براى خدا تواضع مى كنم و قناعت مى ورزم.

بنابراين, زهد و قناعت و پرهيز از اسراف, تواضع در برابر خدا و از مصاديق آن به حساب مى آيد.

2 . تواضع در مقابل رهبران

در نظام سياسى اجتماعى اسلام, رهبر, جايگاه ويژه و مهمى دارد.

او ,همانند ديده بانى است كه راه مى نمايد و دوست و دشمن را شناسايى مى كند و با ارائه رهنمودها و هدايتهاى پى در پى, زمينه فلاح و رستگارى رهروان را فراهم مى آ ورد.

رهبر مانند قلبى پرتپش, به پيكر امت اسلامى حيات و شادابى تزريق مى كند. تسليم و تواضع در برابر اين گونه رهبران, وظيفه دينى و اخلاقى است.

كسى كه منقاد و مطيع خداوند باشد, در برابر رهبران عادل و صالح نيز مطيع و منقاد است. شنيدن و به كار بستن دستورات و تواضع در برابر آنان, مشخصه اصلى امتى است كه به رهبران خويش اعتماد و اطمينان كرده است.

مسلمان واقعى, وقتى رهبر, فرمانى صادر كرد يا قضاوتى نمود (چه به سود او باشد و چه به ضرر او) نه تنها مى پذيرد و لب به اعتراض و مخالفت نمى گشايد, بلكه در مقام عمل نيز بدون هيچ اكراهى و از روى ميل و رغبت بدان عمل مى كند و با فروتنى به فرمان وى گردن مى نهد.

در آيات و روايات فراوانى به فروتنى و تواضع در مقابل رهبران عادل سفارش گرديده است و از كسانى كه در مقابل رهنمودها فرمانهاى آنان سهل انگارى و سرپيچى مى كنند, به شدت نكوهش شده است.

خداوند خطاب به پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد:

(فلا وربّك لايوٌمنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم ثم لايجدوا في انفسهم حرجاً مما قضيت وسلِمّوا تسليما.)9

به پروردگارت سوگند, آنان موٌمن نخواهند بود مگر آن كه در اختلاف خويش تو را به داورى طلبند و فرمان تو را گردن نهند و چنان متواضع و تسليم باشند كه در دل هم از حكم و داورى تو احساس ناراحتى نكنند.

زبير بن عوام با يكى از انصار, بر سر آبيارى نخلستانهاى خود, اختلاف كردند و هر يك مدعى بود كه باغ او بايد زودتر آبيارى شود. خدمت پيامبر(ص) رسيدند و طرح دعوى كردند. حضرت داورى فرمود. مرد انصارى, كه ظاهراً حكم را بر ضرر خويش مى ديد, از فرمان وى سر برتافت و به توجيه آن پرداخت. در اين هنگام, آيه مباركه نازل شد و مسلمانان را, به شدت هشدار داد كه همه بايد در برابر فرمانها و قضاوتهاى رهبر, كاملاً متواضع و فروتن باشند و با جان و دل آن را بپذيرند.10

بر اين اساس, موٌمنان واقعى كسانى هستند كه اولاً در اختلافات و منازعات خود بيگانگان را به داورى نخوانند و براى حل آنها به رهبران الهى مراجعه كنند و ثانياً در برابر حكم و دستورات وى متواضع و تسليم باشند.

پرواضح است كه قبول هر مكتبى, مستلزم تسليم و پذيرش همه دستورات پيشوايان و رهبران آن است و صرفاً قبول مواردى كه به نفع انسان است, كافى نيست.

زيد شحام, خدمت امام صادق(ع) آمد. عرض كرد:

(در نزد ما مردى است كه نامش (كليب) است. او هر دستورى كه از شما مى رسد مى گويد: من تسليم هستم. از اين روى, او را كليب تسليم ناميده ايم. حضرت به او رحمت فرستاد و فرمود:

أتدرون ما التسليم؟ فسكتنا, فقال: هو والله الاخبات11.

 قول الله عزّوجل: الذين آمنوا و عملوا الصالحات و أخبتوا الى ربهم.)12


 
نويسنده:فنا |  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 ادامه مطلب
موضوع: | لينک ثابت |

    تواضع(1)

تواضع(1)

اسلام , براى رساندن انسان به سعادت و كمال , در همه زمينه هاى مادى و معنوى , برنامه جامع و كامل دارد. هندسه اخلاق , آدمى را به دقيق ترين و زيباترين شكل ترسيم نموده و پيروان خويش را به آراستن خود به ارزشهاى والاى اخلاقى فرا خوانده است . در هندسه اخلاق , تواضع , جايگاه ويژه اى دارد.

تواضع , دلها را نرم و دورترين اشخاص را به انسان نزديك مى كند. فروتنى رمزايجاد محبت , دوستى و عطوفت و پايه سربلنديهاست .

تواضع كشتزارى است كه در آن گلهاى زيبا و عطرآگين برادرى , صفا, مهر و محبت و بزرگوارى مى رويد وارجمندى و منزلت واقعى را به ارمغان مى آورد.

فروتنى , ثمره پرارج درخت دانش و آگاهى است . تواضع , پديد آورنده عظمت , قدرت , عزت , شرافت , كرامت و حريت انسانى است . نخل وجودانسان رااز طوفان نفس اماره و تندباد تكبر و غرور و نخوت مصون مى دارد.

فروتنى از صفات نيكو و پسنديده اى است كه از كانال آن فيوضات و درهاى رحمت الهى بر روى بندگانش باز مى شود و ضعف و زبونى را به قدرتى آميخته با نرمى بدل مى سازد.

تواضع , مقام والا وارجمند پيامبران و ريشه واساس هر سعادت و نيكبختى است .

انسان برخوردارازاين صفت , داراى موهبتى است پرارج كه هيچ فردى به آن رشك و حسد نبرد.

در يك كلام , فروتنى دژى است مستحكم و پرصلابت كه دشمن را ياراى نفوذ در آن نباشد و تاج افتخارى است كه بندگان مخلص خدا بر سر مى نهند. على ( ع ) دراين باره مى فرمايد:

واعتمداو وضع التذلل على روسكم والقاءالتعزز تحت اقدامكم , و خلع التكبر من اعناقكم , واتخذواالتواضع مسلحه بينكم و بين عدوكم ابليس و جنوده ... 1

تاج افتخار فروتنى را بر سرهاى خويش نهيد و گردن كشى را در زير پاهاى خود بيفكنيد و زنجيراسارت تكبر رااز گردنهايتان فرود آريد وافتادگى و تواضع را همچون سنگرى تسخير ناپذير ميان خود و دشمن بشماريد, شيطان و سپاهيان او.

در فرهنگ اسلامى ,احترام وارزشى انسانها بر معيارها و ملاكهاى معنوى واصيل بنيان شده است . ملاكهاى دروغين و ظاهرى همچون : پول , مقام , جاه , قدرت و...ارزش به حساب نيامده است .ارزش انسان به مال و مقام و فرزند و قوم و قبيله و رنگ و نژاد نيست , بلكه به تقوى و عمل صالح و دانش و بصيرت است . فروتنى در برابر مردم , به هر ميزان از شائبه دخالت ملاكهاى پوچ و ضدارزشى به دور باشد, به همان ميزان پرارج تر و پسنديده تراست . برخوردارى ازاين فضيلت اخلاقى از همگان زيبنده است . ولى از عالمان و حوزويان , زيبنده تر .

مومنان پاكنهاد و صالح , طريق بندگى و ستودن خدا را در فروتنى مى بينند و رسيدن به سر منزل توحيد را جز با آرامش و تواضع ميسر نمى دانندازاين روى , درادامه مباحث :[ آداب واخلاق اهل علم] بر آن شديم كه درباره اين موضوع بحث كنيم .

فضيلت واهميت تواضع

در سلسله ارزشها و خصلتهاى نيك آدمى , تواضع جايگاه ويژه اى دارد. اگراين صفت بر رفتارانسان پرتوافكند, بسيارى از فضايل ديگر خود به خود رخ مى نمايد.

ازاين روى , در منابع دينى كبر,از رذايل و در مقابل آن , تواضع , از فضايل به شمار آمده است . رسول اكرم مى فرمايد:

ان احبكم الى واقربكم من يوم القيامه مجلسا,احسنكم خلقا و اشدكم تواضعا, وان ابعدكم منى يوم القيامه الثرثارون و هم المستكبرون . 2

همانا محبوبترين و نزديكترين كسان به من , در روز قيامت , نزد من خوش اخلاق ترين و متواضعترين افراداست و دورترين افراد به من در روز قيامت , مستكبران و خود بزرگ بينانند.

در منابع دينى ما آمده است كه : خداوند آن گاه كه بنده اى را دوست بدارد, تواضع وافتادگى به وى الهام مى نمايد:

ان الله اوحى الى : ان تواضعوا . 3

خداوند متعال به من وحى كرد تا به شمااعلام كنم : تواضع را پيشه خود سازيد.

نشانه عبوديت انسان بايد در رفتار و برخوردهايش بروز كند.اعمال آدمى , جلوه اى از روحيات و آينه اى ازافكار وانديشه اوست .انسانى مى تواند به پايه اى از حقيقت عبوديت و بندگى دست يازد كه خود را قطره اى دراقيانوس بيكران هستى ببيند و عالم و موجودات آن را جوله و مظهر خداوند بداند. دراين جايگاه است كه به حلاوت و جوهره عبادت خويش خواهد رسيد چرا كه پرستش خداوند, يعنى عالى ترين و برترين اعمال , جز در پرتوافتادگى و خاكسارى در پيشگاه الهى پذيرفته نيست .

افتادگى آموزاگر طالب فيضى

هرگز نخورد آب , زمينى كه  بلنداست

رسول گرامى اسلام , به جمعى كه مشغول نماز و نيايش بودند فرمود:

...مالى لاارى عليكم حلاوه العباده ؟ قالوا: و ما حلاوه العباده ؟ قال :التواضع . 4

چه شده است كه شيرينى و حقيقت عبادت را در شما نمى بينم ؟

گفتند: شيرينى عبادت چيست ؟ فرمود: تواضع !

دراين روايت , تواضع , نشانه بندگى و روح اعمال عبادى مومنان دانسته شده است . و در جاى ديگر,از تواضع , به عنوان علامت تشيع راستين و پيروان اميرالمومنين , عليه السلام , ياد شده ازامام عسكرى ( ع ) نقل شده است :

و من تواضع فى الدنيا لاخوانه فهو عندالله من الصديقين و من شيعه على بن ابى طالب . 5

كسى كه با برادران دينى خود تواضع كند در نزد خداونداز صديقين محسوب مى شوداز شيعيان على بن ابى طالب است .

از باب اين كه هر چيزى را بايداز ضد آن شناخت , دراين راستا سخن رسول گرامى اسلام (ص ) را درباره تكبر, مطالعه مى كنيم :

[روزى آن حضرت , گروهى را ديدند كه در مكانى اجتماع كرده اند. پرسيدند: علت اين اجتماع شما چيست ؟

گفتند: ديوانه اى است كه باافعال و حركات خويش , مردم را متوجه خود ساخته است .

پيامبر(ص ) آنان را به سوى خود فرا خواند و فرمود:

مى خواهيد كه ديوانه واقعى را به شما معرفى كنم ؟

سپس فرمود: ديوانه واقعى كسى است كه با تكبر و غرور, راه مى رود و پيوسته به اين سوى و آن سوى خود نگاه مى كند. پهلوى خود را حركت مى دهد تا توجه مردم را به خود جلب كند و خود را در نظر آنان بزرگ جلوه دهد]. 6

تكبر, نشانه ذلت و عدم تعادل روحى و روانى انسان به شمار مى رود و تواضع , علامت اعتدال روح و بلندى انديشه آدمى . هيچ چيز, به زيبندگى تواضع براندام روح بشر نيست .ازاين روى , خداوند آن راازاوصاف و ويژگيهاى پيامبرانش برشمرده است . على ( ع ) مى فرمايد:

..ولكنه سبحانه كره اليهم التكابر و رضى لهم التواضع فالصقوا بالارض خدودهم و عفروا فى التراب وجوههم و خفضوااجنحتهم للمومنين و كانوا قوما مستضعفين . 7

ليكن خداى سبحان , تكبر را در بر آنان پيامبران ناپسند ديد و فروتنى و تواضع , را بر آنان پسنديد. پس پيامبران ,از روى تواضع گونه هاى خود را بر زمين چسبانيدند و چهره هاى خود را به خاك ماليدند و در برابر مومنان , فروتنى نمودند و خود مردمانى مستضعف بودند.

به گفته شاعر عرب :

تواضع تكن كالنجم راح لناظر

على صفحات الماء و هو رفيع

ولاتك كالدخان يعلو بنفسه

على طبقات الجو و هو وضيع 8

تواضع كن تا همچون ستاره , در چشم بيننده بر صفحه آب باشى ولى بلند جايگاه . دود مباش كه خود را به بالا مى كشد, ولى پست و پايين است .

يكى قطره باران زابرى چكيد

خجل شد چو پهناى دريا بديد

كه جايى كه درياست من كيستم

گراو هست حقا كه من نيستم

چو خود را به چشم حقارت بديد

صدف در كنارش به جان پروريد

سپهرش به جايى رسانيد كار

كه شد نامور لولو شاهوار

بلندى ازاو يافت كو پست شد

در نيستى كوفت تا هست شد

جايگاه تواضع در قرآن


 
نويسنده:فنا |  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ادامه مطلب
موضوع: | لينک ثابت |